تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
ابلاغ را از آيات سلب نموده‌ايم و آن را به صرف حكايت و اخبار از ماوقع تنزّل داده‌ايم ، تو گوئى كه رسول خدا به مردم مىگويد : خدا به من چنين وحى فرستاده است ، من هم همچنان آن را بدون حذف كلمه : ( قل ) به شما ابلاغ مىكنم .

ادامه پاسخ به شبهه يكى شدن متكلم و مخاطب در خطابات « قل »

اشكال ديگرى كه بر اين فرض مترتّب است اين است كه : پيامبر خدا در زمان ابلاغ ساير آيات كه با كلمهء ( قل ) آغاز نشده است بايد به همان شيوه نزول و كيفيّت استقرار آن در نفس رسول الله آنها را به مردم ابلاغ كند ، امّا در اين آيات بايد قصد حكايت و اخبار از وحى را در دل و ذهن خود داشته باشد و اين قطعاً با سياق واحد آيات و وحدت نزول وحى منافات دارد . زيرا همه آيات به يك نسق و يك روش بر آن حضرت نازل گرديده است . و يا بايد معتقد باشيم و هستيم كه تفاوتى در دو قسم از آيات كه بر رسول خدا نازل مىشد وجود ندارد و همان معنائى را كه رسول خدا در ساير آيات بدون آغاز به ( قل ) تلاوت مىكرد و در هنگام تلاوت در نمازها و غير آن نفس همان معنى و مفهوم و حقيقت متنازل را دوباره و سه باره و صد باره ، قصد و نيّت مىنمود چنانچه در ابتداى نزول وحى به همان نيّت و غرض به مردم ابلاغ مىكرد ، همين طور آياتى كه مصدّر به ( قل ) و امثال آن است را به نيّت انشاء تلاوت مىكرد و اگر هزار بار ديگر همان آيات را تلاوت مىكرد باز قصد و نيّت را بر همان قصد و هدف آغازين قرار مىداد . و ما نيز بايد اين چنين باشيم تا همان جذبه و كشش و سوق به عالم نور و بهاء و فيوضاتى كه بر رسول خدا در هنگام تلاوت قرآن در نماز و غيره نازل مىشد بر ما نيز به مقدار استعداد و سعهء هر كس عنايت گردد و در غير اين صورت از تلاوت قرآن كريم طرفى نخواهيم بست و به فيض نخواهيم رسيد . اينكه ما هنگام تلاوت قرآن اين گونه تصوّر كنيم كه اين آيات سابقاً بر پيامبر اسلام نازل شده است دردى از ما دوا نخواهد كرد و ما را از ماء معين و سرچشمه جوشان خود سيراب و سرمست نخواهد ساخت . و
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 484 | السيد محمد محسن الطهراني