رائى به خود او عارض است بر آينه عارض مىشود بدون كم و كاست ، و تطابق صورت مرأى در آينه با صورت رائى صد در صد خواهد بود . امّا اين مسأله در آينههاى نفوس ما طور ديگر است ، آينههاى ما در صورتها دخل و تصرّف مىكنند و به واسطه كدورت و زنگارى كه چهره آنها را فرا گرفته است صورت را مشوّه و تاريك نشان مىدهند و به واسطه عدم پرداخت و صيقلى شدن بسيارى از نقاط صورت و چهره را منعكس نمىكنند و به جهت تموّجى كه بر چهره دارند صورت را به يمين و يسار مىكشانند و بر كم و كيف آن مىافزايند و يا از آن مىكاهند و كسى كه چنين صورتى در آينه نفس ما ببيند قطعاً صورت واقع را نديده است بلكه صورتى ديده كه با اغراض نفسانى در هم آميخته است و بر حسب مصالح شخصى و شؤون اجتماعى كم و زياد شده است و به عبارت ديگر در انتقال صورت از مبدأ به بيننده خيانت ورزيده است و اينجاست كه انسان به اين آينهها ديگر اعتمادى ندارد و آنها را معيار و ميزان صحّت و انطباق صورت با واقع نمىداند و از آنها روى بر مىگرداند و به سراغ آينههاى شفاف و صاف و صيقلى مىرود .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم چون آينهاى است كه غير از صورت حقيقى و واقعى و انطباق صد در صدى با مبدأ صورت چيز ديگرى را نمىنمايد و از خود بر آن نمىافزايد و مطابق با فرهنگ و عادات و رسوم قوم و منطقه خود آن را تغيير و تبديل نمىدهد بلكه عيناً آن را پذيرفته و به جامعه عرضه مىدارد . و به همين جهت است كه خداى متعال از ميان جميع افراد بشر او را براى چنين رسالتى مهيّا و مستعدّ مىبيند و مسؤوليّت رسالت را بر دوش او مىگذارد .
هنر رسول خدا صيقل زدن آينه نفس خويش بود
هنر رسول خدا اين بود كه آينه نفس خود را صيقل زد و از كدورات و زنگارها پاك نمود تا جائى كه ديگر وجودى از خود باقى نگذارد و فقط در اينجا