تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
جنبه از نقطه نظر علّى و رتبى بر ديگرى تقدّم و اولويّت دارد ، جنبه إلهى بودن و تعلّق آن به پروردگار ، يا جنبه بشرى بودن و ارتباط آن با نفس و شاكله و تجربيّات و فرهنگ رسول خدا ؟ طبعاً فرض تقدّم بشرى را بر جنبه الهى نخواهيد پذيرفت . پس دو صورت در اينجا باقى مىماند : صورت اوّل ، تقدّم جنبه الهى اين حقائق و مفاهيم بر جنبه بشرى و مادّى آن ، كه اگر چنين است ، پس خود رسول خدا حقيقتاً و واقعاً مشمول خطاب پروردگار شده است بدون هيچ گونه مجاز و استعاره‌اى ، يعنى خداى متعال در علم عنائى خويش به تمامى اين حقائق عاليه وحى در امتداد ظهور اسماء و صفات كلّيّه خود حقيقت خارجى بخشيده است كه از دريچه نفس مطهّر رسول الله به مردم ابلاغ گردد ، پس در اين فرض ، خود رسول خدا واقعاً مخاطب به خطاب : ( قل ) بگو . مىباشد . گرچه اين حقائق قبل از نزول جبرائيل و رسيدن وقت ابلاغ آنها در نفس پيامبر مستقر گرديده باشد ، و آن حضرت از آن مطّلع شده باشد چنانچه نظر ما بر اين است و توضيح آن مفصلًا مذكور شد . مسأله اينجاست كه صرف آگاهى و اطّلاع رسول خدا از مفاد حقائق وحيانى انتساب آن مفاهيم و معانى و حقائق را به خداى متعال نفى نمىنمايد بلكه بيشتر و بهتر اثبات مىكند . و امّا صورت دوّم اينكه گفته شود ، اصلًا تصوّر دوئيّت و دوگانگى در اينجا اشتباه است ، بلكه همچنان كه در مورد درخت آلبالو تمثيل آورده شد و يا درباره نزول باران و رويش گياهان و غيره گفته شد فرقى بين انتساب اين رويش به باران و بين انتساب آن به خداى متعال نمىباشد ، كه در اين صورت علاوه بر اشكالى كه سابقاً گذشت ، آيا رسول خدا اين حقائق را از خدا در وجود خود مىبيند يا از خود ، از خود ديدن كه مفهومى ندارد ، پس اگر از خدا مىبيند چگونه حقيقت ابلاغ آن را به مردم از خدا نمىبيند ؟ و بلكه از خود مشاهده مىكند ؟ اين يك بام و دو هوا چرا ؟