و يا در مقام رفع حجب دنيوى و كثرات و زدودن غبار انانيّت و انّيّت تا وصول به مرتبه شهود مىفرمايد : « تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز [ 1 ] »
در اين گونه موارد ايرادى ندارد زيرا بيان اين حقائق در واقع اخراج آن تصوّرات و ذهنيّات در ضمير است كه به اين صورت مليح و شيرين از زبان شاعر صادر مىشود ، و چه بسا از نقطه نظر تأثير و جذّابيّت مدلول از جملات و كلمات عادى برتر و ارجح باشد .
امّا ببينيم كه آيا در آيات قرآن نيز مىتوانيم اين گونه تصوّر كنيم و قرآن مجيد را همچو ديوان شعرى بپنداريم كه از تصوّرات و تصديقات نفس رسول خدا متولّد و زائيده شده است و همچون شاعر كه خود را مخاطب پند و اندرز و عتاب و لطف قرار مىدهد و شعر را به خود متوجّه مىگرداند ، رسول خدا نيز خود را مخاطب اين معانى و مفاهيم وحيانى مىشناسد و چون آيات : يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ، قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَليلا [ 2 ] « اى كسى كه بر خود عبا پيچيدهاى ، شب را جز اندكى به بيدارى و عبادت به پاى دار » و آيه : يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ، قُمْ فَأَنْذِرْ ، وَ رَبَّكَ فَكَبِّر [ 3 ] « اى كسى كه دثار بر خود افكندهاى برخيز و پيام انذار و بيم از هلاكت و نيستى را به قوم خود ابلاغ نما و پروردگارت را تكبير گو . » بگوئيم : مقصود پيامبر در اين آيات همچون ابياتى است كه از جناب حافظ و غيره صادر مىگرديده است و در ضمن اين خطاب توجّهى نيز به سايرين در شمول اين مفاهيم و معانى داشته است .
در اين مسأله نيز صاحب مقاله راه به اشتباه رفته است و در اين قياس از
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، مصرع آخر از غزل 265 .
[ 2 ] - سوره المزّمّل ( 73 ) آيه 1 و 2 .
[ 3 ] - سوره المدّثّر ( 74 ) آيات 1 الى 3 .