عَبْدِنا [ 1 ] بلى ، يك مراد را به ده صورت مىتوان ادا كرد و : « اى بسا كس را كه صورت راه زد [ 2 ] » .
خصلت ديالوگى قرآن كه در كتاب بسط تجربه نبوى ، شرح آن را آوردهام ، به نيكى از اين فنون بلاغى پرده برمىدارد و درگيرى ذهن و روان پيامبر با مردم و حوادث جامعه را برملا مىكند چه آنجائى كه يسئلونك مىگويد و چه آنجا كه نمىگويد ، به طورى كه گوئى قرآن گفتگوى مستمرّ و چند جانبهاى است با خدا و جهان انسانى و طبيعى و تاريخى كه محمّد در آن مىزيست و پاسخى است به پرسشها و چالشهاى زمانه . همين چالشها و پرسشها بود كه روان او را بىتاب و چالاك مىكرد و آتش نياز و تقاضا را در او دامن مىزد و او را به آستانه كشف مىرساند ، تا پاسخهائى را از فرشته وحى دريافت كند و به زبانى در خور مردم با آنان در ميان نهد .
غرض از نقل پاسخ صاحب مقاله به اين بخش از اعتراضات ، به دست آوردن طرز فكر ايشان در كيفيّت نقشبندى حقائق وحى در ضمير و باطن رسول خدا است كه سراسر مشحون به تناقضات و به هم ريختگى تصوّرات و در هم آميختگى تصديقات مىباشد .
كلام صاحب مقاله سراسر مشحون به تناقضات است
ايشان در بخشى از پاسخ به وجود كلّيّه مفاهيم وحيانى به واسطه تجربه و شكلپذيرى نفس و شخصيّت رسول خدا در ضمير آن حضرت معترف است خواه آن مفاهيم صحيح يا اشتباه در نفس او استقرار يافتهاند و از طرف ديگر منتظر دريافت وحى از ناحيه فرشته خاصّ مىباشد و بايد از ايشان در مورد اين تناقض سؤال گردد . اگر مفاهيم وحى در ميان لايههاى باطنى رسول خدا منطوى است و رسول خدا جبرائيل را خود به عالم نفس و به قول ايشان به لايههاى برون فرود مىآورد ، پس چرا به انتظار فرود جبرائيل مىنشيند و پاسخى براى سؤالات مطرح
هامش
[ 1 ] - سوره البقرة ( 2 ) صدر آيه 23 .
[ 2 ] - مثنوى معنوى ، دفتر دوّم .