تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
حال پيش از پرداختن به نكته دوّم كه قضيّه نزول جبرائيل بر نفس رسول خدا و كيفيّت تصوّر و تصوير اين موضوع است ، يادآور مىشويم كه صاحب مقاله با پرداختن به اين نظريّه خواسته است كلام رفيعى را كه پاره‌اى از عرفاء شامخين در اين جايگاه عرضه داشته‌اند ، با تفكّر مادّه‌گرايانه خويش درآميزد و راهى را كه معدود از خواصّ محرمان حريمِ إله در اين عرصه در نورديده‌اند با توهّمات و تخيّلات التقاطى خويش غبارآلود و مشوّه نمايد ، غافل از اينكه ، آن كسى كه به اين حقيقت عرشى معترف و مقرّ است ديگر اختيار و اراده‌اى را براى رسول خدا جز اختيار و اراده حضرت حقّ نمىپندارد و در درون مطهّر رسول خدا مشيّتى را مقابل مشيّت پروردگار نمىيابد . صاحب مقاله در جنبهء بشرى بودن رسول خدا به گوشت و پوست و استخوان او مىنگرد و آن را همگون با خود مىيابد ولى از اين نكته غفلت ورزيده است كه رسول خدا بودن به گوشت و پوست نيست . به تفكّرات مادّى و تخيّلات حيوانى و توهّمات نفسانى تعلّق نمىگيرد به سرّ و قلب و جان آن حضرت بستگى دارد نه به اطوار بشرى و افعال ظاهرى . ما كه در كنار رسول خدا مىنشينيم چيزى از آن حضرت جز حركت چشم‌ها و تكلّم زبان و لبخند و سخنانى كه از دهانش به سمع ما مىرسد نمىفهميم . و از اين جهت او را با خود قياس مىكنيم و سخنان او را بر سخنان خود ترجيح مىدهيم و چه بسا همچون عمر در بسيارى از موارد فكر و نظريّه خود را بر او تحميل مىنمائيم و او را به اطاعت و متابعت از آراء خود فرامىخوانيم و با كلمات بىشرمانه‌اى چون : أنَا زَمِيلُ محمّد [ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ ] [ 1 ] « من هم‌طراز و همسان با محمّد هستم » ، خود را در رديف و مرتبه او
هامش
[ 1 ] - الغدير ، ج 6 ، ص 213 ؛ شرح نهج البلاغة ، لابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 28 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 291 ؛ غريب الحديث ، لابن قتيبة ، ج 1 ، ص 263 .