نزديك گرديد و ماه به دو نيم شد . » در اين آيه به كيفيّت دو نيم شدن ماه اشارهاى نشده است ولى چنانچه در تاريخ آمده است مشركين قريش از آن حضرت تقاضا كردند براى اثبات رسالت خود ماه را به دو نيم گرداند و رسول خدا شب هنگام دو ركعت نماز به جاى آورد و دعا فرمود و آن گاه به ماه اشاره كرد و ماه را به دو نيم نمود .
آنچه در بسيارى از كتب نوشتهاند و اذهان عوام از مردم و نيز غير مطّلعين از معارف الهيّه بدان سو رفته است اين است كه رسول خدا دست به دعا برداشت و از خداوند تقاضا و استدعاء نمود كه اين قضيّه را محقّق گرداند و از آنجا كه پيامبر مقرّب درگاه خداوندى است ، پروردگار دعاى او را بر زمين نگذاشت و با قدرت لايزال خود ماه را به دو نيم كرد و اين شد معجزهء پيامبر ، يعنى رسول خدا در اينجا كارى انجام نداد بلكه فقط دعا كرد چنانچه ما دعا مىكنيم ، لكن دعاى ما را خداوند اجابت نمىكند ولى دعاى پيامبر را اجابت مىكند ، همين .
فعل ولىّ خدا همان فعل خداست
ولى مطلب از اين گونه تفسيرها بالاتر است . چنانچه در بحث توحيد افعالى گذشت ، فعل ولىّ خدا همان فعل خدا است و تفاوتى ندارد چنانچه دربارهء خلق حيوانات و طيور توسّط حضرت عيسى عليهالسّلام گذشت و در اين صورت ولىّ الهى در نفس خود بر ملكوت آن شىء مورد نظر مثلًا كرهء ماه احاطه و اشراف وجودى پيدا مىكند و نفس خود را بر صورت ملكوتى و مثالى كرهء ماه غالب مىكند و بر اثر اين غلبه هر تصرّفى را كه اراده كند در او انجام خواهد داد ، ماه را به دو نيم مىكند ، خورشيد را از حركت باز مىدارد ، سنگريزه را به شهادت دادن و اعتراف بر رسالت درمىآورد ، رود نيل را چون سنگ ، سفت و مستقرّ مىكند ، خاك را به گل تبديل و در آن روح دميده به حيوانى مبدّل مىكند و آن را به پرواز درمىآورد ، مرده را دوباره به حيات دنيوى باز مىگرداند ،