مثلًا اگر به ما گفته شود كه شرب خمر حرام است و بايد از آن احتراز نمود ، نهايت مرتبهاى كه از معرفت و آگاهى نسبت به اين حكم برايمان حاصل مىشود اين است كه بدانيم اين عمل قبيح است و مورد سخط و غضب پروردگار مىباشد و عقاب اخروى بر مخالفت با اين حكم در انتظار ما مىباشد و چيزى اضافه بر اين نمىدانيم و نمىتوانيم بدانيم ، زيرا سعهء وجودى و ظرفيّت علمى و رتبى ما بيش از اين اجازه ادراك حقيقتى ماوراء اين حكم و تكليف الهى را به ما نمىدهد .
تصوّر ما بر اين است كه وحيى كه بر پيامبر نازل مىشود درست مانند حكمى است كه در گوش ما خوانده مىشود و فقط فرق در اين است كه اين حكم توسّط مسألهگو براى ما قرائت مىشود امّا براى رسول خدا جبرائيل اين معنا و مفهوم را در گوش جان و ذهن او مىخواند و اضافه بر اين حقيقتى در خارج تحقّق پيدا نمىكند .
در اين تصوّر پيامبر يك طرف اين مثلّث قرار گرفته و در طرف ديگر خداى متعال است كه منشأ و مبدأ براى احكام تكليفيّه و قضاياى خارجيّه است و در طرف سوّم رابط و واسطه بين پروردگار و پيامبر است كه همان ملك مقرّب جبرائيل امين مىباشد . كه ظاهر آياتى كه در قرآن به عنوان بشر از پيامبر اسم برده شده است بر اين معنا حمل مىشود و نيز افرادى كه درباره رسول خدا و ائمه معصومين عليهمالسّلام منكر علم به غيب شدهاند ، نيز به همين آيات تمسّك مىجويند . و حتّى افرادى كه آنها را درست مانند ساير اشخاص ، عادى پنداشتهاند بر همين قياس سير مىنمايند .
مثالى ديگر دربارهء معجزات رسول خدا مىزنم كه در اين باب ساير اولياى الهى مشاركت دارند .
در داستان شقّ القّمر و معجزهء نبوى چنانچه در تاريخ آمده است و قرآن نيز بدان اشارت دارد و مىفرمايد : اقْتَرَبَتِ السَّاعَة وَ انْشَقَّ الْقَمَر [ 1 ] « زمان قيامت
هامش
[ 1 ] - سوره القمر ( 54 ) آيه 1 .