مىنمايد و خود هيچ نقشى در ايجاد اين الفاظ و عبارات و خلق آنها ندارد و در اين تصوير طوطى صرفاً مقلّد خواهد بود نه چيز ديگر .
بلى فرق و امتيازى كه در اينجا هست اينست كه اين جنبهء تقليد و پيروى از مخاطب تنها زيبنده و شايستهء اوست و حيوان ديگر و نيز اشيائى همانند سنگ و چوب را ياراى انجام چنين تقليدى نخواهد بود . پس صفت و شاخصه ممتاز طوطى فقط در تقليد كردن است و بس ، اما اينكه اين عبارتها و مفاهيم چه معنايى دارد و آيا كلماتى كه در ذاكرهء خود ذخيره مىسازد شايسته است يا ناصواب ، او ديگر معرفتى به اين مطالب ندارد ، چه بسا كلمات زشتى را در ذهن خود بسپارد و چه بسا عبارات شيرين و نغزى را از مخاطب حفظ نمايد ، اگر سخنانى ناهنجار و ناشايست بر زبان آورد كسى بر او خُرده نمىگيرد و اگر مطالبى عالى و راقى گويد كسى او را مدح و ستايش نمىنمايد . هرچه هست از نقد و تحسين به القاء كننده و تعليم دهنده اين حيوان باز مىگردد و او فقط و فقط بازگو كننده است و بس . درست مانند نوار ضبط صوت كه هيچ مطلب و مسألهاى قبل از پذيرش صوت در درون خود ندارد و كاملًا صاف و خالى از اصوات مختلفه و متنوّعه مىباشد .
در اين تصوير نفس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همچون نوار ضبط است كه الفاظ و اصوات را در خود جاى مىدهد ، لكن نوارى كه نفس و ذهن آن حضرت را به وجود آورده است از ساير نوارها برتر و بالاتر است ، كيفيّت ساخت او و آلياژ به كار رفته در آن از سايرين ممتازتر است ولى در هر صورت نوار ، نوار است و از خود ادراك و بصيرت و معرفتى ندارد .
راه و طريق سوم در محدوده نظريه صاحب مقاله
سوّم : اينكه تمام آيات قرآن صد در صد از ناحيه پروردگار و مُفاض از مقام اراده و مشيّت ربوبى توسط ملك مقرّب خداوند جبرائيل امين بوده است ولى در عين حال نفس رسول خدا به واسطه حيازت مقام تجرّد و ورود در حريم