گفتند : سه مطلب را از او سؤال كنيد اگر پاسخى صحيح داد آن نشانه نبوّت اوست ، سه سؤال مربوط به اصحاب كهف و ذوالقرنين و روح بود . پيامبر گرامى در پاسخ به آنان در انتظار وحى نشست ، نه اينكه فوراً ميوهاى از شجره وجودش بچيند و درباره آنان سخن بگويد ، لذا وحى الهى او را چنين مورد خطاب قرار داد .
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِى الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْرا [ 1 ] « از تو درباره ذوالقرنين مىپرسند . بگو به زودى بخشى از سرگذشت او را براى شما بازگو خواهم كرد . » آنگاه درباره سؤال سوّم فرمود :
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَليلًا [ 2 ] « از تو درباره روح سؤال مىكنند ، بگو : روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكى از دانش به شما داده نشده است . » [ 3 ]
تصوّر مىكنم اين همه آيات كه به درستى نظريّه عموم مفسّران گواهى مىدهد براى اثبات آن كافى باشد .
در اين گفتار چون مطالب قبل آيه دلالتى بر جهل و عدم اطّلاع رسول خدا از حقائق خارجيّه ذوالقرنين و نيز مسأله روح نمىكند بلكه دلالت بر عدم زمان مناسب پاسخ مشركين است كه شايد در اين تأخير حكمتى باشد و آن اينكه مشركين بدانند كه رسول خدا از جانب خود سخن نمىگويد بلكه فقط و فقط پيام و كلام الهى را براى مردم بازگو مىكند كه حاكى از كمال صدق و صفا و بىغلّ و غش بودن نفس آن حضرت است . امروزه اگر كسى مطلبى از ما بپرسد ولو اينكه هيچ اطّلاعى از آن نداشته باشيم براى حفظ شخصيّت و شؤون خود فوراً هر رطب
هامش
[ 1 ] - سوره الكهف ( 18 ) آيه 83 .
[ 2 ] - سوره الإسرآء ( 17 ) آيه 85 .
[ 3 ] - تفسير مجمع البيان ، ج 6 ، ص 697 .