كشش و انتظار را در وجود او شعلهور مىنمود و او را به سوى إتّجاه به كعبه در اشتياق و تمنّا نگه مىداشت .
اين مسأله مانند اين است كه در شرائط كنونى اعراب به ما بگويند قبله شما در سرزمين ما قرار دارد و به اين وسيله فخر و مباهات بنمايند و خود را بر ديگران فزونى بخشند ، حال ما بايد از خداوند تقاضا كنيم كه قبله ما را در ايران قرار دهد ؟ و هر كشورى قبله خود را داخل همان كشور تعيين نمايد ؟
بنابراين آيه شريفه مىرساند : با وجود علم و اطّلاع رسول خدا بر قبله واقعى كه همان كعبهء معظّمه است ، براى تحقّق اين امر در خارج به صورت تكليف شرعى نياز به اذن و اجازه از ناحيه پروردگار دارد و تا اذن از جانب ربوبى صادر نشود رسول خدا حقّ تشريع حكم به وجوب استقبال به سمت كعبه را نخواهد داشت و اگر زودتر از اراده پروردگار به اين جهت اقدام نمايد مورد بازخواست و عقوبت الهى قرار خواهد گرفت . و در اين صورت چه اشكالى دارد كه پس از صدور اذن و جواز تحوّل به سمت كعبه ، رسول خدا جبرائيل را مأمور به تنزيل اين واقعيّت به صورت كلمات و آيات نموده باشد ؟ كه در اين صورت ، اراده رسول خدا بر تشريع اين حكم مقدّم بر اراده جبرائيل بر صورتبخشى و شكل دادن اين حقيقت به صورت و شكل آيهاى از آيات قرآن خواهد بود . و اين است معنا و حقيقت نزول جبرائيل به اراده و مشيّت رسول الله .
نفس اراده رسول خدا بر فرود آوردن جبرائيل همان اراده پروردگار است
و همين است مفاد آيه شريفه : وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّك [ 1 ] « و ما فرود نمىآئيم مگر به اذن و اجازه و دستور از جانب پروردگارت » زيرا قبل از صدور اذن از جانب پروردگار رسول خدا اين حقيقت تنفيذ و ارادهء بر نزول وحى را در ضمير و قلب خويش احساس نمىكند و پس از آن است كه اراده حضرت حقّ
هامش
[ 1 ] - سوره مريم ( 19 ) صدر آيه 64 .