آيا مىدانيد در انتساب ميوه آلبالو به درخت و در عين حال به پروردگار هيچ مشكلى از جهت فاعليّت درخت و مبدئيّت ذات پروردگار پيش نمىآيد زيرا درخت آلبالو در اين فعل كه ثمرهبخشى و انتاج اين نوع از ميوه است هيچ اختيارى از خود ندارد و كسى او را بر اين ميوهبخشى مدح و مذمّت نمىنمايد . ولى در انتساب آيات قرآن به پيامبر از جنبهء بشرى مردم حقّ دارند او را مدح يا مذمّت كنند .
اگر شخصى فردى را كه به خواب رفته و از خود اختيار و اراده ندارد بلند نمود و بر روى طفلى بيفكند و آن طفل به واسطه اين عمل به هلاكت برسد چه كسى را مورد مجازات و عقوبت قرار مىدهند ؟ فردى كه در خواب بوده يا فردى كه او را از زمين بلند كرده و به روى طفل انداخته است ؟ درحاليكه انتساب هلاكت طفل به هر دو نفر چه فرد خواب و چه محرّك اصلى صحيح است .
شما كه به مجاز و ادّعاى كذب جامهء موحّدان و عرفاء را بر تن خود نمودهايد و در زىّ اهل معرفت و شهود در آمدهايد و همه عالم را فعل خدا چون درخت آلبالو مىپنداريد چگونه است كه اين جامه را در وسط راه از قامت خود خارج كرديد و لباس اهل كثرت و ظلمت پوشيدهايد و حكم به خلاف و بطلان و خطاء و نقص در فعل و اراده پروردگار دادهايد ؟
مگر آيات قرآن در عين بشريّت تامّ و تمام ، عين فعل حقّ نيست ؟ پس چگونه است كه در فعل حقّ بطلان و خطاء راه يافته است ؟
و اگر شما مىگوئيد در بخشى كه بيشتر به حقّ منتسب است خطاء راه ندارد و در بخشى كه به بشريّت او نزديكتر است خطاء راه دارد پس در اين صورت با انتساب همه آيات به پروردگار چگونه سازگار خواهد شد ؟
و اگر مىگوئيد : مذاق توحيد و مشرب معرفت اقتضاء مىكند كه همهء آيات در عين انتساب به نفس پيامبر از آنجا كه به خداى متعال منتسب است ،
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 452
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤٥٢