تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
و در نگاهش به يك حادثه و قضيّه تاريخى آن حادثه را به دو اصل و دو جايگاه خاصّ خود برمىگرداند و جاى هر كدام را به اشتباه با جاى ديگر عوض نمىكند . و حساب خدا را به حساب خلق و يا بالعكس نمىگذارد و شيرين را شيرين و ترش را ترش مىنگرد ، سياهى را سياهى و سفيدى را سفيدى مىبيند و هر دو را به خداى متعال نسبت مىدهد . كار شنيع شمر و يزيد را از جهت انتساب به نفس شرير و خبيث آنان به خدا نسبت نمىدهد ، در عين اينكه اين عمل را موجب قرب و بهاء و عظمت و مجد و وصول به مقام شفاعت كبرى براى حضرت سيّدالشّهداء عليه‌السّلام مىداند و به اين مسأله يقين دارد . و همان مطلبى را معتقد است كه زينب كبرى در مجلس يزيد ملعون بر زبان گوياى از مبدأ وحى جارى نمود و فرمود : ما رَأيْتُ إلّا جَمِيلًا [ 1 ] تمام آنچه را كه بر ما خاندان ، تو و امثال تو انجام داده‌اى ، از ناحيه پروردگار زيبا و نيكو موجب رقاء و وصول به مدارج كمال و فعليّت و ورود به حرم و حريم قدس ربوبى مىدانيم . و اين است ديدگاه زينب كبرى در دو منظر و دو انتساب . رسول خدا در فوت فرزندش ابراهيم از يك سو به واسطه جنبه بشرى و احساس عطوفت و تعلّق پدرى مىگريست و از سوى ديگر اين واقعه را به مشيّت و لطف و عنايت پروردگار محوّل نموده در قبال اين حادثه حمد و شكر الهى به جاى مىآورد . [ 2 ] پس از توضيح اين نكته از صاحب مقاله سؤال مىكنيم . شما كه تمام قرآن را از ناحيه خداوند دانسته و در عين حال از ناحيه بشرى مىدانيد و به درخت آلبالو تشبيه مىكنيد آيا توجّه كرده‌ايد كه اين تشبيه مع‌الفارق و بدون دليل است ؟
هامش
[ 1 ] - اللهوف ، ص 160 . [ 2 ] - بحار الأنوار ، ج 12 ، ص 325 .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 451 | السيد محمد محسن الطهراني