اتّصاف به امكان ذاتى و در نتيجه احتياج به علّت ديگر و مفيض ديگرى خواهد بود ، كه در اين صورت غناء ذات واجب الوجود در وجوب و بقاء و دوام ذاتى به فقر و احتياج و نياز به غير متحوّل مىگردد و ذات حقّ متعال از اوج غناء و عزّت به حضيض فقر و ذلّت سقوط مىنمايد . آنچه در عالم خارج لباس وجود بر تن نموده است چه وجود غنىّ بالذّات و وجود واجب ذاتى حضرت حقّ باشد و چه وجود ممكنات اعم از موجودات مجرّده چون ملائكه و نفوس قدسيّه و عقول تامّه و ارواح و چه غير مجرّده چون موجودات عالم مثال و برزخ و نيز موجودات و مخلوقات عالم مادّه و حسّ و شهادت همه و همه بدون ذرّهاى تفاوت و امتياز ، مشمول و محاط به حقيقت وجود بحت و بسيط و بالصّرافه مىباشند كه اين وجود ، اصل و ريشه كلّ و تمامى آن موجودى است كه مىتوان وصف موجود را بر آن حمل نمود و از اين نظر هيچ تفاوتى بين وجود پروردگار و وجود ساير خلائق نمىباشد ، بلى اختلاف در كيفيّت تشكّل و تشخّص و قوام موجودات است نه در خود وجود .
بديهى است كه همه موجودات از آنجا كه محدود و مقيّد به حدود امكانيّه مىباشند و ماهيّات امكانيّه براى تشخّص خارجى خود ، بدون عنايت به علّت مفيض ، هيچگونه حيثيّت فعليّه ندارند و صرفاً به حيثيّت قوّه و استعداد متّصف مىباشند ، طبعاً و ذاتاً در تحقّق خارجى محتاج به عنايت و افاضه اشراقيّه از ناحيه حضرت واجب الوجود و مبدأ لايزال هستى مىباشند و بدون نزول فيض از مبدأ فيّاض بر تمامى موجودات امكانيّه گرد عدم و نيستى پاشيده مىشود و اثرى از حيات و تشخّص باقى نمىماند . چه اين وجود ، وجود اشرف كائنات و اعلاى عالم تكوين و خلقت حضرت رسول خاتم باشد و چه وجود ذرّهاى از ذرّات معلّق كه حتّى به چشم نيز دشوار مىنمايد ، هر دو به يك درجه از لطف و افاضه پروردگار محتاج و نيازمند مىباشند .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 447
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤٤٧