از بديهىترين مسائل به شمار مىرود و جاى بسى شگفتى است كه چگونه برخى با اين همه آثار و شواهد و قرائن كه حتّى غرب و مغرب زمين نيز به وجود آن اقرار و اعتراف نمودهاند باز در مقام توجيه و تأويل اين آيات برمىآيند و آن را حمل بر نوعى اصابت ديو به انسان بر اساس معرفت و بينش زمان جاهليّت نمودهاند .
نظريه صاحب مقاله در دخالت شخصيّت پيامبر اكرم در كيفيّت نزول وحى
و امّا مسأله بسيار مهمّ و بحثانگيزى كه صاحب مقاله اصل و اساس مباحث خود را بر آن مسأله بنا نهاده و مىتوان گفت تمامى آنچه در اين گفتار آمده است از اين تفكّر و ايده نشأت گرفته است و هم خود و هم ساير افراد را در مقام پاسخ به رنج و تعب و زحمت انداخته است ، مسألهء دخالت شخصيّت پيامبر در كيفيّت نزول وحى است و اينكه قرآن ميوه و ثمره وجودى نفس رسول الله مىباشد و همچون ميوه آلبالو كه ثمره وجودى درخت آلبالو است قرآن نيز زائيده و متولّد و بروز و ظهور شخصيّت و تشكّل وجودى آن حضرت بوده است و بر اين اساس به توجيه نزول جبرائيل امين مىپردازد و آن را نيز از مراتب احاطه و سيطرهء نفسانى و سعهء وجودى خود رسول خدا مىداند و نتيجهاى را كه بر اين توجيه مترتّب مىكند اين است :
تمام قرآن زائيده نفس رسول خداست و جبرائيل از درون رسول خدا اين معانى و حقائق را بر نفس متعلّق به جسم و مادّه ظاهر و بارز مىگرداند و هيچ آيهاى از آيات نيست كه از اين قاعده مستثنى باشد ، الّا اينكه در بعضى از مواقع رسول خدا داراى حال انبساط و شعف و نشاط بوده است و طبعاً اتّصال و وحدت او با ملأ أعلى بيشتر بوده و جنبه بشرى او در اين موارد رو به نقصان مىنهاده و جنبه و حيثيّت ربّانى او با اين اتّصال و وحدت تقويت و فزونى مىيافته است ، كه در اين صورت لحن و مضمون و مفهوم و بلاغت آيات نيز كاملًا صورتى متفاوت با موارد ديگر را به خود مىگرفته است . و جنبه ارتباط و