باطل . و در هر دو مرتبه جبرائيل از درون نفس رسول خدا آنها را چه به صورت اوّل و چه به صورت دوّم بر نفس آن حضرت ظاهر و آشكار مىنموده است .
پاسخ به صاحب مقاله در بيان مزخرفات و سخنان ياوه او
در پاسخ به اين مزخرفات و سخنان ياوه ، مطالبى گفته و منتشر شده است كه إنشاءالله پس از بررسى و نقد اين مطالب ، ميزان صحّت و استقامت آن پاسخها نيز روشن و آشكار خواهد شد .
بحث و نقد ما در اينجا به دو نكته اساسى برمىگردد ، نكتهء اوّل نقش شخصيّت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در تشكّل آيات الهى ، و نكته دوّم نقش جبرائيل امين در اين تشكلّ .
و امّا نكته اوّل :
در مبحث توحيد افعالى كه فصل اوّل كتاب است به طور نسبتاً مبسوط گذشت ، هر چه در عالم وجود لباس تشخّص و موجوديّت بپوشد ظهور اراده و مشيّت پروردگار است كه به واسطه اسامى كلّيّه و صفات عامّه حضرت حقّ در صور موجودات به اشكال جزئيّه و قوالب محدوده درمىآيد و برهان فلسفى بر ترتّب سلسلهء علل و معلولات و نيز وجود علم عنائى پروردگار در نشآت ربوبى و ثبات حقائق مجرّده در عوالم معنا بر اين مطلب صراحت دارد . چنانچه آيات قرآن كريم نيز صريح در انتساب جميع حوادث و حقائق عالم به ذات اقدس الهى است .
برهان فلسفى بر قاعده وحدت وجود و صرافت وجود ذات حقّ و بساطت آن جائى براى فرض اثنينيّت و دوگانگى در وجود نسبت به ما سوى الله باقى نمىگذارد و همه مراتب تشخّص و تعيّن را در جميع مخلوقات و ممكنات هستى ظهور و بروز همان وجود بحت و بسيط و مجرّد و بالصّرافه مىداند .
تصوّر دوگانگى در حقيقت وجود و جدا كردن محدودهء وجود بارى تعالى را از وجود خلائق ، مساوى با قول به اختلاف ماهيّت وجود است كه نتيجه و ثمرهء آن تركّب هويّت وجود و خروج ذات واجب الوجود از وجوب ذاتى و