دارد كه قرآن اسمى از آن به ميان نياورده است مىگوئيم : بسيار خوب ، پس اين مقدار قبول كرديد كه آنچه هست صحيح است ، ولى تمام نيست ، در اين صورت اين كلام با كلام ديگر كه آيات به مقتضاى فهم بشر زمان وحى آمده است و چه بسا داراى خطاء و بطلان و عدم انطباق با واقع باشد چنانچه در مورد حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِى الْخِيام [ 1 ] چنين گفته شده است .
و اگر گفته شود : كه اين آيات داراى خطاء و نقص و بطلان مىباشند ، پس در اين صورت با ادّعاى نزول اين آيات از ناحيه پروردگار چه تناسبى خواهد داشت ؟
در اينجا مىبينيم كه اين شخص به تخيّلات پرداخته و با سر هم كردن سخنان و كلمات بىسر و ته از اين شاخه به شاخهاى ديگر مىرود و همچون تار عنكبوت در هر دور و حركتى خود را درون آن حصار گرفتارتر مىنمايد .
از بيانات گذشته كاملًا واضح گرديد كه مطالبى را كه گويندهء اين نظريّه در مورد آيات رجم شياطين بر هيئت قديم حمل كرده و از اينجا نتيجهگيرى نموده است ، پس بر اساس هيئت جديد ، اين آيات بايد اشتباه و بر اساس فرهنگ و دانش زمان نزول وحى نازل شده باشند ، صد در صد غلط و باطل است زيرا هيچ ارتباطى بين هيئت قديم و جديد در انطباق اين آيات بر آنها وجود ندارد ، و حال اگر كسى اين ارتباط را ايجاد نموده است ، ناشى از عدم ادراك و معرفت صحيح خود اوست و ربطى به وحى و قرآن ندارد . چه اينكه در اين زمان نيز هستند افرادى كه هنوز بر قِوام و ثبات هيئت قديم اصرار مىورزند .
و همينطور مسأله جنّزدگى كه برخى آن را حمل بر فرهنگ جاهلى نمودهاند ، و قبلًا ذكر شد كه اين موضوع نه تنها در زمان گذشته ، كه در زمان حال
هامش
[ 1 ] - سوره الرّحمن ( 55 ) آيه 72 .