مرحوم والد ما - رضوان الله عليه - مىفرمودند :
در سالهائى كه در نجف اشرف به تحصيل علوم و معارف اسلام اشتغال داشتيم ، روزى با يكى از بزرگان و علماى معروف آنجا درباره قرآن و لزوم تلاوت و تدبّر در مداليل آن صحبت شد و آن فرد عالم صريحاً لزوم قرائت و تلاوت و تفكّر در آيات را انكار مىكرد و مىگفت : چرا ما بايد وقت طلبهها را با قرائت در آيات قرآن تلف كنيم ؟ ! !
قرآن كتابى است مشتمل بر برخى از حكايات اقوام گذشته كه ديگر به درد اين زمان نمىخورد و تاريخ مصرف آن گذشته است . و نيز شامل بعضى از نصائح و پند و اندرز است كه بحمدالله طلّاب ما از اين مطالب اطّلاع كافى و وافى دارند و ديگر نيازى به اين نصائح در خود نمىبينند . و نيز شامل پارهاى از احكام كلّيّه است كه مبسوطتر و مفصّلتر و با توضيح و تبيين بيشترى در روايات و احاديث ما آمده است ، ديگر چه حاجتى به اين چند حكم كلّى و مبهم داريم ؟ !
طلّاب ما بايد به فقه و اصول بپردازند كه آن اصل در تكليف است و خود را بايد به اين دو فنّ مجهّز و خبير نمايند تا احكام تكليفيّه أنام را بتوانند پاسخگو باشند .
مرحوم والد اسم آن فرد عالم را ذكر نكردند ولى حقير پس از سالها كه در قم اقامت نمودم از يكى از فضلاء قم كه اكنون در قيد حيات است متوجّه آن شخص گرديدم و من نيز از ذكر نام او كه فعلًا در قيد حيات نيست صرف نظر مىكنم .
آرى اين طرز تفكر يعنى : مرگ قرآن ، مرگ وحى ، مرگ تقرّب به پروردگار ، مرگ رسالت و مرگ مقصود و غايت از خلقت و مرگ ارزشها و مكارم اخلاق .
به حمد الله امروزه اين نوع تفكّرات ديگر جايگاهى در ميان فضلاء و مردم ندارد و احساس نياز و بازگشت به قرآن در بين اهل علم و قاطبهء مردم مشاهده
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 441
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤٤١