آيا حقيقتاً معنا و مفهوم آيه شريفه :
أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ . [ 1 ]
« آيا زمان آن فرا نرسيده است كه مؤمنين قلوبشان به ياد پروردگار خاضع و خاشع گردد و تسليم اراده و مشيّت او شوند و به هر آنچه از حقّ و حقيقت نازل شده است گردن نهند و سر سپرند ؟ » آدمى را در حيطه سيطره و مغناطيس فضاى قدسى در نمىآورد ؟
نماز را نبايد به قصد حكايت و إخبار بخواند
نمازى را كه انسان به جاى مىآورد بايد حبل متّصل بين مصلّى و بين پروردگار باشد تا بتواند تأثير ملكوتى خود را بر نفس و قلب مصلّى بگذارد . نمازى كه به قصد حكايت و اخبار از نزول سُوَر بر پيامبر بوده باشد ديگر تأثير ندارد . نمازى كه انسان در آن إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين را به قصد جدّى نگويد فائدهاى ندارد ، اين نماز فقط نقل داستان و تاريخ است نه نماز ، آيا ائمه عليهمالسّلام نيز در هنگام قرائت سوره حمد قصد تاريخى و حكائى آن را مىكردند ؟ و آيا با قرائت سوره توحيد نفس و سرّ خود را به حقيقت و واقعيّت خارجى سوره توحيد پيوند نمىزدند ؟ مگر سوره توحيد بر آنها نازل شده بود ؟ و يا هنگام قرائت آياتى كه با ( قُل ) شروع مىشود چه نيّت و قصدى مىكردند ؟ عجبا چگونه است كه حتّى يك روايت از اين كشف غريب و عجيب از ائمه معصومين عليهمالسّلام به دست ما نرسيده است درحاليكه هر روز تمام مسلمين و شيعيان هفده بار حدّاقل به قرائت سوره حمد و چه بسا سورهء توحيد اشتغال دارند ، در تمام كتب و مجاميع روائى حتّى يك روايت و حديثى كه به انسان اين مطلب را گوشزد كند نداريم . توجّه به معانى آيات و اذكار واردهء در نماز شرط اصلى صعود و ارتقاء روح و ملكوت نماز به سوى عالم قرب و تجرّد است و
هامش
[ 1 ] - سوره الحديد ( 57 ) آيه 16 .