تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
معنائى را قصد مىكند ؟ ديگر معنا ندارد كه دوباره به خود بگويد : بگو . زيرا اين كلمه ديگر ارتباطى به او ندارد و بلكه ابتداءً به پروردگار ربط داشته است . و اگر براى رسول خدا ايراد ندارد پس براى ما هم ايرادى نخواهد داشت . و يا اينكه گفته مىشود : مثلًا در إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين [ 1 ] در سوره حمد نبايد آن را به قصد جدّى گفت ، زيرا انسان هيچگاه نمىتواند اين معنا و مفهوم را در نفس خود متحقّق كند ! و در نتيجه كلام او مخالف با واقع و نفس او قرار خواهد گرفت و موجب بطلان نماز خواهد شد . ولى از اين نكته غفلت شده است كه مقصود از : إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعين ، نه اين است كه هم اكنون بالفعل ما متّصف به اين صفت مىباشيم و به مرتبه‌اى از توحيد و اخلاص و عبوديّت رسيده‌ايم كه مانند پيامبر و معصومين عليهم‌السّلام در تمام شرائط حيات فقط و فقط از خداوند استعانت مىجوئيم و فقط او را پرستش مىنمائيم . بلكه به اين معنا است كه خدايا ما هم اكنون خود را به اين مسير و اين طريق و اين هدف نزديك مىسازيم و از تو براى تحقّق كامل اين مقصد أعلى مدد و استعانت مىجوئيم و با حركتى كه اكنون براى رسيدن به اين نقطه از ما شروع شده است تو آن را به اتمام و پايان برسان ، و لحاظ اين معنا چه اشكالى در پى خواهد داشت ؟ و در اينجاست كه مشاهده مىكنيم نمازى كه با اين طرز تفكر به جاى آورده شود از زمين تا آسمان با نمازى كه گفته مىشود به قصد حكايت از كلام خداوند با پيامبرش بدون ملاحظه خطاب به خود نمازگزار اقامه شود فاصله دارد . آن نماز نمازى است زنده و جاندار و با روح و مستعدّ ترقّى و عبور از نفس و تعلّقات . و اين نماز ، نمازى بىروح ، بىجان ، صِرف اداء كلمات و عباراتى بدون محتوا و بر اساس اسقاط تكليف است .
هامش
[ 1 ] - سوره الفاتحة ( 1 ) آيه 5 .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 438 | السيد محمد محسن الطهراني