علم حقيقتى است سيّال و در بستر تجربه و بهرهگيرى
و امّا آنچه مورد نقد و نظر است در مورد علم اين است كه : چنانچه قبلًا گذشت علم حقيقتى است سيّال و در بستر تجربه و بهرهگيرى براى دستآورد جديد ، و اين سيكل همچنان ادامه خواهد يافت ، و چه بسا در اين بستر بسيارى از دستآوردهاى پيشين باطل و تاريخ مصرف گذشته و به جاى آن پديدهاى جديد جايگزين آن خواهد شد ، چنانچه در بسيارى از موارد پزشكى مسأله اين چنين است و حتّى با وجود ارتقاء اين بخش از علوم باز ما مىبينيم بسيارى از پزشكان خود نظرات و آراء يكديگر را ردّ و رفض مىنمايند و نه تنها در مصاديق اين مسايل بلكه در خود اصول و روشهاى سنّتى درمان نيز با يكديگر اختلاف دارند . حال با توجّه به اين مسأله آيا يك نفر مىتواند به يك دستاورد علمى اطمينان حاصل نمايد تا اينكه ظاهر آيه قرآن را بر آن حمل نمايد و كشف مراد جدّى از آيه را بر عهدهء علم بگذارد و منظور خداى متعال را از اين آيه بخصوص همان كشف علمى بداند ؟ بلى مىتوان به عنوان احتمال در تشخيص ظهورات و معانى آيات از اكتشافات علمى استفاده كرد .
مثلًا در آيه شريفه مىفرمايد : وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظا . [ 1 ] « ما آسمان را سقفى محفوظ و كنترل شده قرار دادهايم . »
البته شايد قبل از اين به درستى معناى اين آيه روشن نبوده است و يا معنائى در راستاى معناى آيات ديگر دربارهء ورود شياطين به آسمان و دور كردن آنها به وسيله شهابها از آن استفاده مىشد چنانچه عنقريب توضيح آن خواهد آمد ، امّا امروزه با كشف لايه اوزون مىتوان احتمال داد ( نه اينكه به طور قطع مطرح كرد ) كه منظور پروردگار از سقف محفوظ همان لايه اوزون مىباشد . و اين احتمال منافاتى با آيه قرآن ندارد و ما آن را نفى نمىكنيم و نيز بر انحصار مقصود و مفاد آيه بر اين توجيه پاى نمىفشاريم .
هامش
[ 1 ] - سوره الأنبياء ( 21 ) صدر آيه 32 .