است ؟ پس در اين هزار و چهارصد سال ، امثال مولانا چه كردهاند ؟ بوعلىها از قرآن چه آموختهاند ؟ صدرالدينها و نوابغ علمى و معرفتى با نبودن اين انكشافات و عدم ظهور اين پديدهها چه معرفتى از قرآن كسب كردهاند ؟ آيا همه به انتظار كشف علمى نشسته بودند يا نعوذ بالله حكم به خرافه بودن و دروغ بودن و توخالى بودن اين حقائق دادهاند ؟ و همه اين حقائق را مطابق فرهنگ اعراب باديهنشين تفسير و تعبير نمودهاند .
بلى مطلبى كه هست اين است : از آنجا كه قرآن براى همه افراد و همه سطوح مختلف معرفتى نازل شده است از جهت تعبير به نحوى است كه حتّى افراد بىبضاعت علمى و نفوس ساده و بسيط نيز مىتوانند به اندازهء مرتبه معرفتى خود استفاده كنند ، نه اينكه آن تعابير خلاف واقع و كذب باشد بلكه همان تعابير حكايت از واقعيّاتى در سطح معرفت و سعه وجودى خود آنها مىكند . چنانچه مىفرمايد :
چون كه با كودك سر و كارت فتاد * پس زبان كودكى بايد گشاد [ 1 ]
بنابراين تمام آنچه كه در قرآن درباره معاد از حشر و نشر و تطاير كتب و حساب و ميزان و صراط و بهشت و خصوصيّات آن و جحيم و اوصاف آن همه و همه حقّ است و واقع ، و ليكن در آن نشئه براى مقرّبين درجات و مراتبى است كه در وصف نگنجد و در كلمات قرار نگيرد چنانچه به همين مطلب اشاره شده است كه مىفرمايد : وَ لَدَيْنا مَزيد [ 2 ] در آن مراتب ديگر خبرى از حورى بهشتى و فواكه و نعمتهائى كه خداوند براى اصحاب يمين و مؤمنين و ابرارى كه داراى مقامات متوسطه هستند مقرّر فرموده ، نيست .
در آنجا مقام ، مقام تجلّيات ذاتيّه است و حورالعين و امثال او مشمول و
هامش
[ 1 ] - همان مصدر ، دفتر چهارم .
[ 2 ] - سوره ق ( 50 ) ذيل آيه 35 : و از آنچه گذشت بيش از آن نزد ما موجود است .