تحت نزول اسماء جماليه هستند و مقام تجلى ذات كجا و ظهور و تجلّى اسماء و صفات جمال كجا !
زبان قرآن زبان اشاره و رمز براى ارباب معرفت و معنا است
اينجاست كه قرآن كريم از آنجا كه نمىتواند مراد جدّى خداى متعال را به هر فرد و بندهاى تفهيم نمايد ، آن را با اشاره و رمز براى ارباب معنا و معرفت بازگو مىكند و اگر كسى مايل به ادراك واقعى مراد و مطلوب حضرت حقّ است بايد مسيرى جداى مسير سايرين ، و روشى ممتاز از راه و روش افراد و مكلّفين عامّى و عادّى برگزيند و راه اولياى الهى را طىّ نمايد و از بند هوا و هوس و نفس امّاره خلاصى يابد و دنيا را به اهل دنيا بسپارد و نفس قدسى خود را ملوّث به جاه و مقام و شهرت و كثرات و توغّل در دنيا ننمايد تا كم كم به واسطهء تربيت و تزكيه تعلّق به دنيا و كثرات از قلب و ضمير آن رخت بربسته جاى خود را به قرب و بهاء و تجرّد و نور بدهد و صفاى عالم قدس بر وجود آنان سايه افكند و بهاء قرب حقّ شراشر وجود آنان را فرا گيرد و حقائق عالم معنا به واسطه اين سنخيّت بر دريچه قلب و فكر آنان تجلّى نمايد . در اين صورت است كه فهم آنان از قرآن با فهم امثال ما تفاوت مىيابد و آنچه را كه ما از ادراك آن عاجز و ناتوانيم آنها ادراك خواهند كرد و به مراد جدّى و منظور حقّ نايل خواهند شد .
و اينكه گفته مىشود چرا بايد بر سر علم كوفت درحاليكه خود براى كشف مراد و يا حدّاقل استخراج ظواهر از آيات و دفع مشكلات از آن استفاده مىكنيم بايد گفت :
هيچ دليل منطقى بر سر كوفتن علم به عنوان يك پديدهء تكوينى و عينيّت خارجى وجود ندارد ، مگر انسان مىتواند با حقائق خارجيّه به معارضه برخيزد و آن را انكار كند بلكه بايد در مسير رشد فضايل اخلاقى و معرفتى از آن بهره جويد نه در مسير انحراف و سُلطه و استعمار و استلاب اموال و نفوس ، چنانچه متأسفانه امروزه چنين است .