گرفتند و از جمله كسانى كه آنها را با نوح در كشتى قرار داديم و نيز از ذرّيه ابراهيم و اسرائيل و از جمله كسانى كه هدايت كرديم آنها را و برگزيديم . وقتى كه آيات خداوند بر آنها خوانده شود به حال سجده به روى زمين مىافتند و اشك از ديدگان مىبارند . »
در اين آيات تصريح دارد بر اينكه نسل بشر از حضرت آدم ابوالبشر است و قبل از آن اگرچه ممكن است نسلهائى از موجوداتى مشابه با انسان وجود داشته باشد امّا هيچ ارتباط و مناسبتى بين اين نسل و موجودات سابق بر او وجود ندارد .
و در اينجا بعضى از كشفيّات در مقابل وحى قرار گرفته و اين حقيقت ماوراء طبيعى را به چالش مىكشد . مثلًا به واسطه كشفى كه اخيراً در برخى از مناطق كوهستانى ممالك روسيه حاصل شد ، جسد انسانى زير تودههاى يخ نمايان شد كه پس از انجام آزمايشات بيوشيمى و غيره معلوم گرديد كه مىتواند همين انسان موجود زمان حاضر باشد درحاليكه اين بدن مربوط به دو ميليون سال قبل بوده است .
عدم تنافى بين دو پديده علم و وحى
اما با نظر دقيقتر مىتوان منافات و تعارض اين دو پديده علم و وحى را در اينجا از ميان برداشت . از يك جهت انكشاف علمى مطلبى است مورد اعتماد و وثوق كه موجب تشابه در خلقت اين دو موجود در دو زمان متفاوت يكى در دو ميليون سال پيش و ديگرى در زمان حضرت آدم كه به حدود شش ، هفت هزار سال قبل باز مىگردد مىشود و اگر در آيات قرآن نسبت به پيدايش نسل بشر تصريحى نشده بود ، قطعاً يا محتملًا ما مىتوانستيم نسل اين بشر كنونى را به اين جد متّصل نمائيم و حتّى از آن نيز به عقبتر برويم .
و از جهت ديگر بايد ببينيم كه محدودهء اختيار و دخالت علم كجا است ؟
آيا علم مىتواند به عنوان پديدهاى افسار گسيخته حتّى خارج از قلمرو حكومت و توان خود نفوذ نموده و ساير مقدورات طبيعى عرضههاى مختلف