راهنمائى مىكردند . و از همه اينها گذشته آيا معقول است قرآنى در مدّت بيست و سه سال بر قلب رسول خدا با آن همه مشقّتها و مرارتها و جنگها و هجرتها نازل شود ، ولى حجيّت آن فقط براى همان دو سه دههء زمان وحى و كمى پس از آن باشد ، آن هم براى افرادى كه زمان نزول را ادراك كرده باشند و در مدينه هم سكنى گزيده باشند ، نه در ساير امكنه و بلاد . ولى براى اطفالى كه پس از رحلت رسول خدا قدم به اين دنيا گذاردهاند ديگر نمىتواند حجيّت داشته باشد . تا چه رسد به آنها كه در زمان اواخر حيات ائمه عليهمالسّلام چشم به دنيا گشودند كه حدود سه قرن از زمان هجرت مىگذشته است .
عجيب است كه چگونه اين افراد نفهم يك چنين نظريّه و ايدهاى را فهم كرده و دريافتهاند ، اما اين همه از علماى سترگ و مفاخر عالم علم و معرفت در طول تاريخ به اين نكته نرسيدهاند ؟ ! !
آيا اينها نمىدانند كه ادراك بسيارى از آيات قرآن براى افراد زمان نزول وحى مشكل بوده است و علماء و عرفائى كه دهها و بلكه صدها سال پس از نزول وحى قدم به اين دنيا گذاشتهاند ، توان و قدرت چنين معرفتى را به دست آوردهاند ؟
بلى مطلبى كه در اين فرض مىتوان به عنوان نكتهاى مثبت از آن تلقّى نمود اين است :
قران كريم از جهت انتساب با خداى متعال و خروج آن از محدوده كلام بشرى با ساير تعبيرها و جملهها و كلمات متفاوت است و براى همه افراد از جاهل و عالم ، عادى و غيرعادى ، امام و مأموم ، پيامبر و افرادى كه بر آنها پيام فرستاده شده است ، عارف بالله و تهى دست از معرفت توحيد ، همه و همه ، افاده و افاضه دارد . و هر فرد به مقتضاى مرتبت خويش و درجهء خاصّ از بينش معرفتى خود بدان محتاج و نيازمند است .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 405
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤٠٥