و لذا مىبينيم اين گونه افراد به راحتى بدون نگرانى از مشكلاتى كه بر سر راه گروههاى ديگر در تحريف و ابطال قرآن است به اعمال سلائق و آراء باطله خويش مىپردازند .
اخيراً افرادى همين شيوه ناصواب را در قالبى جذّابتر و بيانى مورد پسندتر مطرح مىكنند :
اينان مىگويند : بحث در اين نيست كه ظهور آيات در هر زمانى در مصداقى خاصّ و تصويرى مناسب با آراء و ديدگاههاى همان زمان تعيّن مىيابد بلكه سخن در اين است كه هر قضيّهاى از قضايا و جملهاى از جملات در آيات قرآن در يك فضاى ماهوى مختصّ به خود هويّت يافته است ، و اين فضا ، پديدهاى است كه حاصل شرائط نزول آيه و نگرش مخاطبين به آن مفهوم و نيز مقصود و غرض رسول خدا از اين آيه و ديدگاه او در ارتباط با تطبيق آن نسبت به زمانهاى آينده است . و در اين فضا است كه آيه مىتواند معنى و مفهوم خود را ارائه نمايد . و از آنجا كه در بسيارى از موارد ماهيّت اين فضا براى ما مبهم و مجهول مىباشد ، نمىتوان بر اساس ادراك و معرفت مفهوم ابتدائى و ظاهرى آن به پديدهاى حكم نمود و به آيه استناد كرد ، و در اين صورت است كه راهى جز توقّف در مفاد آيات و پيروى از مفاهيم و اصول كليّه باقى نمىماند .
اشكالى كه بر اين فرض وارد مىشود اين است كه با احراز حجيّت و سنديّت قرآن از ناحيه خود قرآن در تعارض است ، زيرا بر فرض صحّت اين نظريّه چرا آيهاى در قرآن نيست كه به مخاطبين القاء كند : اين قرآن منحصراً براى شما حجيّت دارد و نسبت به آيندگان به هيچ وجه سنديّت نخواهد داشت ؟ و چگونه است كه در تمام قرونى كه پس از رسول خدا مردم اين قرآن را مورد توجّه و عمل قرار مىدادند به اين نكته توجّه نكردند ؟ و ائمّه ما عليهمالسّلام نه تنها خود به اين قرآن عمل مىنمودند ، بلكه اصحاب را به كيفيّت فهم آيات قرآن
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 404
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٤٠٤