تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
و اما كيفيّت ايراد جمله در قالب شكل سوّم به صورت التزام كه محلّ مورد بحث و نقد و اشكال در مسأله مجاز و استعارات است اين است كه : متكلّم در ايراد كلمات نه معنا و مفهوم لغوى ، بلكه مفهومى را كه به نحوى وابسته و همراه با آن مفهوم لغوى است قصد مىنمايد و براى كلام خود قرينه و شاهدى را نيز عرضه مىدارد تا مخاطب به خطاء و لغزش در تغيير دچار نگردد . مثلًا اگر چنانچه قصد متكلّم از اين جمله : شيرى را ديدم كه چنان حمله مىنمود ، فرد پهلوان و شجاع در ميدان نبرد است بايد اين قرينه را براى مخاطب آشكار سازد حال قرينه مقاليه باشد يا حاليّه ، و گرنه مخاطب عوض آن پهلوان به يك حيوان درنده واقعى متوجّه و منصرف خواهد شد . و اشكال در اين انصراف متوجّه متكلّم است نه مخاطب . بنابراين ميزان صدق و كذب در اين قضيّه عيناً مانند قضيّه انطباقيّه مىباشد بدون كم و زياد ، يعنى در هر سه قضيّه ملاك صدق ، انطباق يك قضيّه با عالم خارج است و كذب ، خلاف آن ، فقط فرق در انطباق مفهوم لغوى است در دو قضيّه سابق و انطباق لوازم و آثار مفهوم لغوى است در قضيّه اخير . يعنى اگر آن فرد مذكور در ميدان نبرد مرد شجاع و دلاورى بود اين تعبير صادق و اگر مرد عادى و يا جبانى بود اين تعبير كاذب مىباشد ، زيرا لازمهء حيوان درنده و صفت اختصاصى او كه همان شجاعت و افتراس است ملاك صدق و كذب در اين قضيّه قرار گرفته است . نه خود مفهوم و ماهيّت لغوى آن كه همان حيوان درنده باشد . بر اين اساس فرق بين مجازها و استعارات نسبت به صدق و كذب و بين قضايا و تمثيل‌ها كه متكلّم قطعاً معناى لغوى آنها را قصد نكرده و قرينه‌اى براى اراده معناى مجازى نياورده به خوبى روشن مىشود ، كه در مجاز با اينكه متكلّم مفهوم صريح كلمه را قصد نكرده است باز كلمه و كلام از افاده و بيان مراد