تشويش اذهان و ترديد و اغواء است مىرسند و دست خود را در تأويل و دگرگونى وحى الهى باز مىبينند درحاليكه هيچ كس جز خداى متعال از تأويل اين آيات آگاهى ندارد . و امّا كسانى كه قدمشان در علم و بصيرت استوار گشته ( و به هر بادى چون بيد بر خود نمىلرزند و گوش خود را به هر سخن هرزه و عبث نمىسپارند ) مىگويند اى پروردگار ما به هر آنچه در كتابت نازل كردهاى ايمان آورديم چه محكم آن و چه متشابه آن . و همه آيات اين كتاب مبين از آن تو است . و بر اين نكته استوار و پايدار نمىمانند مگر صاحبان خرد و انديشه . »
در اين آيه تصريح شده است كه متشابه ، نه اينكه داراى معنا و مفهوم نيست بلكه در عين دارا بودن معنا ، براى منحرفين و سيهدلان و معاندين زمينه و بسترى است كه بتوانند از آن براى رسيدن به اهداف شيطانى و پليد خود بهره گيرند .
بنابراين چه آيه از جمله آيات محكم باشد و يا متشابه هر دو از ناحيه خداوند نازل شده است و مخاطب به قرآن شكّى ندارد كه مستند به ذات پروردگار است نه به شخص ديگر . و خداوند همانطور كه صلاح را در نزول آيات محكمات مىداند همانطور در نزول آيات متشابهات ، و اصولًا اگر متشابهى در قرآن نبود چگونه افراد بد سيرت و مزوّر مىتوانستند به تزوير و شيطنت بپردازند و جايگاه امتحان و فتنه در ميان امّت چگونه مىگرديد ؟
بنابراين چه ارتباطى بين آيه دروغ و اشتباه و بين آيه متشابه وجود دارد كه اين شخص آمده و بين اين دو ربط به وجود آورده است ؟ و كجا از وجود آيه متشابه براى افراد شكّ در حجيّت و سنديّت قرآن پيدا مىشود . درحاليكه در صورت اوّل براى همه افراد اين شك به وجود خواهد آمد . چه اينكه براى اين فرد پيش آمده است .
و امّا احتمال متشابه در برخى آيات نيز با روش و قوانين مدوّنه محاوره قابل حلّ است ، چه اينكه در ساير موارد انسان به همين روش به مفاد و مراد
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 397
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٩٧