تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
توضيح مطلب اينكه : در عرف محاوره و تخاطب تأديه مقصود و بيان مطلوب به يكى از سه كيفيّت مذكور در كتب بلاغت انجام مىشود كه عبارت است از مطابقت لغوى و تضمّن در ماهيّت و التزام در آثار و لوازم . در اداء مقصود به نحو مطابقت ، متكلّم در صدد افشاء يك معنا با الفاظ و كلماتى است كه صريحاً بر معناى مقصود دلالت داشته باشند و مخاطب براى فهم و ادراك مقصود جز اطّلاع بر وضع لغوى احتياج به امر ديگرى نداشته باشد . همچون قضاياى متعارف روزمّره ، مانند : برف مىبارد و هوا سرد است . و در اين قسم از سخن ، صدق كلام به انطباق آن با واقع و كذب به عدم انطباق خواهد بود ، در اين قسم نه متكلّم معنا و مفهومى جز همان موضوع‌له لغوى را قصد كرده ، و نه مخاطب احتمالى جز همان مفهوم لغوى را براى كلام حمل مىنمايد . و اگر متكلّم بخواهد خارج از اين ديالوگ و تقابل عرفى معناى ديگرى را بر مخاطب تحميل نمايد قطعاً بايد قرينه و شاهدى را بر مغايرت صريح كلمات با موضوع‌له آنها ارائه نمايد تا مخاطب در اشتباه و وقوع در ضلالت دچار نگردد و اگر از اين دستور سر باز زد و بدون ايراد قرينه چنين جمله‌اى را بر غير معناى لغوى خود حمل نمود ، از نظر عرف محكوم خواهد بود . و اما تأديه معنا در قالب تضمّن باز به قسم اوّل يعنى مطابقت برخواهد گشت . با اين تفاوت كه در اين قسم متكلّم به بخشى از ماهيّت مقصود در كلام خود توجّه دارد و به جهت اختصار يا امر ديگر دليلى براى اداء تمام ماهيّت مقصود نمىبيند . مثلًا از دور چشم انسان به مكانى مىافتد كه دود و بخار از آن ساطع است و مىگويد : آنجا كارخانه است . در اين صورت گرچه انسان به تمام ماهيّت آن كارخانه كه مثلًا توليد شيشه است تصريح نكرده است امّا همين مقدار از بيان ماهيّت براى صدق اين قضيّه با واقع خود كفايت مىكند .