تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
كلام متكلّم مطّلع مىگردد . و اگر نتوانست به مراد متكلّم برسد همچون ساير متون و جملات توقف مىكند و از حكم و قضاوت عجولانه سر باز مىزند و براى روشن شدن معناى آيه به انتظار لطف و عنايت پروردگار مىنشيند . مگر ما مكلّف مىباشيم كه هر آنچه در قرآن آمده است يك شبه حلّ و فصل نمائيم ؟ و آيا آنچه در اين كتاب از اسرار و رموز خداى متعال به وديعه نهاده است خود اين شخص مطّلع گشته ؟ كه حال مىخواهد براى ديگران گره‌گشائى كند و رمز و راز آيات را با اين توجيهات ابلهانه بگشايد ؟ و اما مسأله غريبى كه مطرح كرده‌اند و مدّعاى خويش را بر آن قياس نموده‌اند قضيّه مجازات و استعارات در قرآن كريم است به گونه‌اى كه مخاطب تصوّر مىكند متكلّم در مقام بيان مطلبى در قالب مجاز و استعاره به نوعى از كذب و خلاف واقع دست يازيده است و اين نوع سخن گفتن گرچه دور از صدق و انطباق با واقع است اما از ديدگاه محاوره عرفى امرى پذيرفته شده و قابل قبول مىنمايد . و بر اين قياس ديگر اشكالى در تمثيل‌ها و إخبارها و حكاياتى كه به هيچ وجه اصالت و حقيقتى ندارد نخواهد بود ، زيرا همه اين امور صرفاً جهت تقريب و تشبيه يك واقعيّت بر اساس كشش و ظرفيّت افكار و اذهان و فرهنگ مخاطبين طرح‌ريزى شده است . ولى غافل از اينكه پرداختن به يك مطلب دروغ و خلاف واقع با بيان يك مفهوم و انديشه در قالب مجاز و استعاره از زمين تا آسمان تفاوت دارد ، تفاوت و اختلافى ماهوى و ذاتى . شكّى نيست كه بيان يك واقعيّت در قالب مجاز هيچگاه به عنوان يك پديده كذب و خلاف واقع مطرح نمىشود چنانچه دلالت مطابقى يك جمله بر معلوم خارجى در صورت مطابقت ، دروغ و كذب نخواهد بود ، دلالت يك مفهوم التزامى بر مدلول خارجى خود نيز ابداً ارتباطى به كذب ندارد .