تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
صرف احتمال نسخ قرآن را از كارآئى انداخته است ؟ آيا دانش تفسير و فهم كتاب و استفاده از آن را مختل كرده است ؟ ظاهريان همين خوف را داشتند و مىگفتند : اگر به مجاز و استعاره در قرآن راه بدهيم ، هم توانائى خداوند را در به كار بردن زبان بىمجاز انكار كرده‌ايم هم اعتماد به قرآن را از ميان برداشته‌ايم و گاه در مىمانيم كه سخن بر وجه مجاز است يا حقيقت ، امّا تاريخ قرآن اين وهم را فرو شست گرچه برخى موارد متشابه را باقى نهاد . ايشان در اين پاسخ دست به هر رطب و يابسى زده تا خود را از دغدغه سقوط حجيّت قرآن راحت سازد غافل از اينكه با اين كار برگى ديگر از نادانىها بر ساير اوراق جهل خود افزوده است . آخر اى مرد : مسأله احتمال خطاء و دروغ در آيات قرآن چه ربطى به ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه دارد ؟ در قضيّه ناسخ و منسوخ ، هر دو طرف مسأله از ناحيه خداوند بوده و در جاى خود حقيقتى است كه مطابق با واقع يعنى همان حقيقت انشائيّه نسبت به تكاليف مردم و مخاطبين به وحى بوده است . به عبارت ديگر هم حكم اوّلى در زمان خود از ناحيه خداوند بوده است و شخص رسول خدا بدون هيچ گونه تصرّفى در كم و يا زياد كردن آن ، آن را به مردم ابلاغ كرده است . و هم حكم ثانوى كه موجب رفع و انتهاء زمان عمل به تكليف اوّل است از ناحيه خداوند بوده و مخاطبين و ساير افراد مكلّف به اطاعت و انقياد در برابر آن مىباشند و كسى را نشايد كه اعتراضى كند و بگويد : چرا خداوند آن حكم اوّل را نسخ كرده است و حكم ثانى را به جاى آن نشانده است ؟ زيرا پاسخ آن است كه او معبود است و ما عابد و او خداوند است و ما بنده ، و بنده حقّ اعتراضى در اوامر خداوند را ندارد . و همچنان كه در حكم اوّلى حقّ اعتراضى نسبت به خداوند نبوده است به همان دليل در حكم ثانوى اعتراض جائى نخواهد داشت .

جواب به آقاى سروش در اين مدّعا

بر اين اساس هم ناسخ صحيح و حقّ است و هم منسوخ و هر دو صادق و مطابق با واقع مىباشند . درحاليكه فرض مسأله در احتمال خطاء و دروغ در