كرده باشند ، در اين صورت براى اين كلام وجهى خواهد بود . چنان كه اين مطلب اختصاص به احاديث ائمّه در زمان گذشته ندارد بلكه در هر زمان و هر وقت ممكن است گوينده مطلبى را بگويد و شنونده برداشت متفاوتى از آن كلام بنمايد .
و در اينجاست كه بايد انسان شرائط زمان خطاب و تكلّم و قرائن و شواهد را كاملًا بررسى نمايد و به خصوصيّات كلام و كيفيّت القاء آن به مخاطب آگاه گردد و ميزان فهم و اطّلاع مخاطب را در تلقّى اين كلام ارزيابى نمايد . و به رشد و تعالى شنوندگان پى ببرد . و كيفيّت انتقال معنا و مفهوم كلام امام عليهالسّلام را به ديگران بررسى كند و در اين راستا چه بسا ممكن است به معنا و مفهومى دست يابد كه از ديدگاه گذشتگان مغفول مانده است و حتّى امروزه نيز از آن مطّلع نگشتهاند . يعنى با بررسى متون و مطالب به جاى مانده از پيشوايان و شواهد و قرائن به فهمى برتر و بينشى عميقتر و صائبتر دسترسى پيدا خواهد كرد كه آن فهم و ادراك چه بسا صدها سال از اذهان به دور مانده و عرصهء علم و تحقيق راهى بدان نگشوده است . و در اين اشكالى وجود ندارد . زيرا هيچ كس نمىتواند ديگرى را ملزم به اطاعت و انقياد از محصول تفكّر و انديشه خود كند و برهان عقلى چنانچه بر لزوم متابعت از قطعيّات مفاهيم بر اساس رعايت سنن و قواعد محاورهاى قائم است همينطور بر لزوم عمل و قيام بر يك مسأله و قضيّه قطعيّه بر خلاف آن مفهوم ، قائم است در صورتى كه رعايت ضوابط و قوانين محاوره شده باشد . كه گويند : در مسايل عقلى استثناء راهى ندارد .
در اين فرض محقّق با رجوع به مدارك و احاديث و ساير آثار به جا مانده از رهبران دين ، بر اساس رتبهء فكر و مرتبهء اطّلاعاتش به حقائق منطوى در آنها راه پيدا مىكند و يا حدّاقل خود را به آن مرحله نزديك مىسازد و در اينجا است
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 386
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٨٦