بنابراين به مقتضاى اين تفكّر ، كلّيّهء احاديث و روايات و حتّى خود قرآن به اين دليل كه مربوط به بيش از هزار سال قبل مىباشند از درجه اعتبار ساقط و غير قابل استفاده مىگردند و در اين مسأله ديگر فرقى بين عبادات و معاملات و مسايل اخلاقى و اجتماعى و حقوق نمىباشد ، زيرا همه مربوط به گذشته است ، و گزينش برخى از آنها و حذف ساير موارد ترجيح بلا مرجّح خواهد بود . و در آن صورت حتّى به يك آيه از قرآن نمىتوان اعتماد و وثوق نمود . پس اين تعبير كه گفته شده است : طبق روايات سنّتى صرف نظر از مفهوم و مفاد روايات سخنى است ابلهانه ، زيرا ما اصلًا روايت غير سنّتى نداريم تا آن را در مقابل سنّتى بگذاريم و ائمه ما همه در حدود بيش از يكهزار و دويست سال قبل در اين جهان مىزيستند و امام زمان عليهالسّلام نيز كه هم اكنون حىّ و عهدهدار منصب ولايت و خلافت مىباشند روايت و حديثى را در اين مورد نفرمودهاند و در غيبت از ديدگان و انظار بشر به سر مىبرند .
و اگر منظور آن است كه ديدگاه اهل فضل و دانش نسبت به آن روايات و آثار باقى مانده از پيشوايان ، ديدگاهى سنّتى است ، يعنى آنچه را كه از احاديث و اخبار و آثار معصومين عليهمالسّلام در مسأله وحى و قرآن و نبوّت و امامت و غيره ، مردم زمان حضرات مىفهميدند همان را امروزه فضلاء و علماء ما ادراك مىكنند و تغيير و تحوّلى در مفهوم و مفاد آن احاديث در زمان اخير رخ نداده است . و همان احساسى را كه مردم زمان ائمه از بيانات ايشان داشتند همان را مردم امروز دارند و به همان روشى كه در مورد نصوص و ظواهر در آن زمان عمل مىشده امروزه به همان روش و سنّت عمل مىشود . و آن احساسى را كه فرد در مواجهه با آثار وحى ، چون قرآن كريم و روايات رسول اكرم و احاديث ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين در خود مىيافت و خود را موظّف و مكلّف به متابعت از آن مىديد ، امروزه نيز همان احساس نسبت به يافتهها و
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 384
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٨٤