واردات قلبيّه و ذهنيّه بر نفس انسان كه داراى حقيقت و اصالت مىباشند مىتوانند به انواع و اقسامى تقسيم گردند و حقيقت ماهوى آنها در همهء اين اقسام يكى بيش نيست گرچه هويّت آنها با يكديگر ممكن است مختلف باشد .
اختراعاتى كه مخترعين و اكتشافاتى كه مكتشفين و حلّ مسائلى كه براى افراد از حكماء و متعقّلين حاصل مىگردد همه از قبيل وحى و الهام است و نيز ادراك معانى در انشاء اشعار نغز و پر محتوا و ايراد مفاهيمى كه سابقه قبلى و ذهنى براى شاعر نداشته است و شاعر اين گونه از واردات ذهنى را از ناحيه خويش نمىيابد ، نيز از زمرهء وحى و الهام است و همينطور هر مفهوم و حقيقتى كه كشف آن براى انسان بدون سبق زمانى و اعمال قوّهء مفكّره بوده باشد ، و نيز مطالبى را كه در رؤيا و يا مكاشفات براى انسان حاصل مىشود از اين قبيل مىباشند . معانى و حقايقى كه هنگام تلاوت قرآن و يا دعائى از ادعيه مأثوره از معصومين عليهمالسّلام براى انسان پديدار مىشود از زمرهء همين وحى و الهام هستند .
و امّا در مراتب عاليه از وحى ، نزول ملائكه بر نفس پيامبرى از پيامبران الهى كه خود آن پيامبر صورت آن ملك را به تمثّل برزخى و مثالى مشاهده مىكند و يا حتّى آن را بدون صورت احساس مىكند و يا اينكه مانند تمثّل به صورت بشرى چون جبرائيل امين بر رسول خدا و ملكى از ملائكه مقرّب بر حضرت مريم ، همان وحى و نزول يك حقيقت و پديدهء وحيانى است كه اين چنين شكل خارجى به خود مىگيرد .
و از اين بالاتر و عميقتر و رقيقتر چنانچه دربارهء رسول خدا گفته شد و در كلمات حضرت شيخ اكبر محيى الدّين عربى - قدّس سرّه العزيز - بدان اشاره شد ، معيّت و اقتران بين عبد و خداى متعال است كه اين حقيقت به صورت اشارات و رموز در اين وحدت و تجلّى ذاتى نمايان مىشود و در آنجا ديگر
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 371
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٧١