سورى كه در اواخر حيات رسول خدا نازل شدهاند بايد از متانت و اتقان و صلابت در بلاغت و معنى و مفهوم بيشترى برخوردار باشند ، تا سورهها و آياتى كه در مكّه نازل شده است . زيرا شخصيّت پيامبر در اواخر حيات خود قطعاً بسيار متكاملتر و سعهء بينش و انديشهاش فراختر و افق آراء و انظارش دور دستتر گشته بود و طبعاً اين مسأله در كيفيّت شكلپذيرى آيات در نفس آن حضرت تأثير جدّى داشته است . درحاليكه ما هيچ فرقى در سبك و سياق و ايراد معارف و احكام در سالهاى آخر حيات رسول خدا با آنچه در مكّه نازل شده است مشاهده نمىكنيم ؛ و اگر هست به ما بنمايانيد . و حتّى شايد بسيارى از سور كه در مكّه نازل شدهاند مانند سوره كهف و مريم داراى ويژگىها و خصوصيّاتى بسيار جالبتر از ساير سور بوده باشد و نيز بسيارى از سور توحيديّه قرآن در مكّه نازل شده است كه داراى حقائق و معانى بس غريب و ژرف بوده كه هر كسى را ياراى غور و غوص در بحار آنها نمىباشد . بنابراين بايد چنين گفت :
بر بساط نكتهدانان خودفروشى شرط نيست * يا سخن دانسته گو اى مرد عاقل يا خموش [ 1 ]
در آيات قرآن اين گونه قضاوت مورد نكوهش و مذمّت قرار گرفته است .
در آيات 21 إلى 23 از سوره نجم مىفرمايد :
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ ، تِلْكَ إِذاً قِسْمَة ضيزى ، إِنْ هِىَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى . [ 2 ]
« آيا اين چنين بين خود و خدا تقسيم نمودهايد كه پسر را براى خود و
هامش
[ 1 ] - همان مصدر ، بيتى از غزل 292 .
[ 2 ] - سوره النجم ( 53 ) آيات 21 الى 23 .