روايت و يا دليل قطعى به معنا و مفهومى مخالف آنچه در قرآن است برخورد كردهايد يا به صرف احتمال اين چنين قاطعانه حكم به مغايرت مىدهيد ؟ و كدام آيه از آيات قرآن به نظر شما با احوالات پيامبر متغيّر شده است و دليل بر اين ادّعا چه چيزى مىتواند باشد ؟ و آيا قضاوت در اين باره و تفريق بين آيات و تشخيص موارد بهجت و سرور و قبض و ملال با شخص شما است ؟ و از آنجا كه شخصيّت شما نيز متأثّر از شرائط زمان و مكان و ارتباطات و كيفيّت تحصيل و معاشرتها با افراد مختلف و متفاوت بوده و از آنها شكل گرفته است ، آيا اين شخصيّت مىتواند در اين باره به داورى و قضاوت بنشيند و ميزان به دست گيرد و فراز و نشيب شخصيّت پيامبر و تحوّل و صعود و حضيض در وحى را به سنجش و قياس درآورد ؟
طبعاً جنابعالى چنين حقّى براى خود قايل مىباشيد و ميزان فهم و شعور خود را مضمار سنجش و ترازوى هبوط وحى در شرائط مختلف و قوّت و ضعف آن مىدانيد ، پس حال كه چنين است ، بايد چنين حقّى را براى ساير افراد نيز قايل شويد و اين لطف را از آنان دريغ نفرمائيد ، بنابراين نتيجه اين خواهد شد ، با توجه به ملاك مزبور چه بسا افرادى آنچه را كه شما مايه قوّت و ارتفاع وحى مىدانيد مايه ضعف و سستى او بر شمرند و آنچه را كه شما موجب و سبب ضعف مىشمريد باعث قدرت و صلابت و علوّ آن به حساب آورند ، بدين لحاظ هر كس از ديدگاه وجودى خود و با توجّه به شاكله و خصايل و امكانات فراهم شده در نفس كه شاكله و شخصيّت او را تشكيل مىدهند به نقد و تأييد آيات بپردازد . آيهاى مورد نقد شما و تأييد ديگرى و بالعكس قرار گيرد ، چنانچه در سورهء لهب ، برخى معتقد به حسن ادب و شيوائى در تركيب و افادهء معنى با حفظ تلخيص آن مىباشند .
مقايسه چكامه يكى اساتيد ادبيات با نثر گلستان سعدى
به ياد دارم روزى يكى از اساتيد ادب فارسى دانشگاه طهران كه بسيار فرد