حال ببينيد يك استاد دانشگاه و متخصّص در ادب فارسى و بلاغت در ادباء و بلغاء چگونه با طرز تفكر خويش اين چنين ره به خطاء مىرود و خواستار تغيير در شعر شاعر بىبديل و عارف بىنظير مىگردد .
و بر اين اساس چنانچه هر كس بخواهد آيهاى از آيات را بنا بر سليقهء خود حذف و اضافه نمايد و كلمهاى را خطاء و ناصواب پندارد درحاليكه همين كلمه در نظر ديگران بسيار بجا و متقن است بنابراين ديگر قرآنى باقى نمىماند و بايد ادباء عرب و بلغاء را جمع نمود و مطابق با شرائط روز همان مفهوم و روح وحى را در قالب انشائى جديد و متنى نوين عرضه داشت .
در ره عشق نشد كس به يقين محرم راز * هر كسى بر حسب فهم گمانى دارد [ 1 ]
و از طرفى ديگر شخصيّت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم كه به قول شما برگرفته از شرائط محيط و ديالوگى بوده است كه بين او و تجربه با اطرافيان و حوادث روز اتّفاق افتاده است چرا در ساير سخنان او كه در خطاب با مردم ايراد مىفرمود اين چنين نمود و ظهور نداشت و كلماتش و عباراتش با كلمات و عبارات قرآن به چه جهت تفاوت مىنمود .
سخنان رسول خدا از نفس متّصل به ملأ اعلى سرچشمه گرفته است
اينك سخنان و خطبههاى رسول خدا در ميان ما موجود است و همه آن سخنان از نفس متّصل به ملأ أعلى سرچشمه گرفته و ناشى شده است و همه آنها حائز اهمّيّت و قابل متابعت و اهتداء است ، امّا اگر آنها را در كنار آيات قرآن قرار دهيم كاملًا به افتراق و اختلاف سبك و سياق و تركيب پى خواهيم برد ، درحاليكه اين خطبهها در آخر عمر آن حضرت بوده است و آيات قرآن بسيارى در ابتداء رسالت و در سالهاى اقامت در مكّه بر آن حضرت نازل شده است ، امّا تفاوت كاملًا مشهود است . و بر همين اساس طبق تئورى سخيف ايشان ، آيات و
هامش
[ 1 ] - همان مصدر ، بيتى از غزل 149 .