و ملل پس از زمان نزول وحى سرى ناسازگار دارد و نمىتوان با آن آموزهها حقائق وحيانى را براى آنها توجيه و تفسير نمود چنانچه تعارض آموزههاى قرآن با منشور سازمان حقوق بشر در موارد عديدهاى در تضادّ و تعارض است .
چهارم : بر اساس اشكال سوّم بايد كلّيّه اصطلاحات و تمثيلها و مفاهيم و عباراتى كه با فرهنگ و اصول مدوّنه امروز ناسازگار مىباشد از قرآن محو و به جاى آن اصول و قوانين و مقرّرات پذيرفته شده را در تمامى اصول و مبانى حيات شخصى و اجتماعى بشر قرار داد ، زيرا با ورود سنن و فرهنگ جديد خود به خود آيات و مبانى وحيانى قرآن كريم از حيّز انتفاع ساقط و مهر بطلان و انقضاء تاريخ بر آنها زده خواهد شد .
پنجم : محروميّت و ظلمى است كه بر عدّهاى از افراد فرهيخته و مستعدّ در تلقّى و پذيرش معارف عاليه وحيانى مىرود و آنان را از فيض وصول به اصل و حقيقت مفاهيم و مطالب محروم مىنمايد .
ششم : عجز پروردگار از كيفيّت صورتبندى و اظهار پيام آسمانى است كه نتوانسته است آنچه را كه مقصود و مراد از پيام است به همان شكل و مفهوم به مردم ابلاغ نمايد و پيامبر با دست كارى در تصوير وحى آن را به شكل و صورتى مغاير با شكل و موقعيّت حقيقى و واقعى آن درآورده است .
هفتم : ادّعاى بدون دليل اختلاف و تفاوت تعابير و اصطلاحات وحيانى با حقائق و واقعيّتهاى آن در عالم واقع . مثلًا به چه دليل و حجّتى شما معتقديد كه مقصود از خيام در آيات قرآن غير از معناى حقيقى و مطابقى او در خارج است ؟ و اينكه در اعراب باديهنشين رسم بر زندگى درون خيمه است ، پس بايد اين آيات طبق آن فرهنگ تعبير شود ، صحيح است ؟ آيا اين تفسير ، تفسير تخيّلى و توهّمى نيست ؟ و آيا فقط در آن زمان براى زندگى خيمه مورد استفاده بود يا اينكه در شهرها اغلب مردم از بنا و ساختمانها استفاده مىنمودند ؟ و آيا شما در
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 362
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٦٢