سهروردى و خواجه حافظ شيرازى و ابن فارض مصرى و علماء بالله و بأمر الله را چون آخوند ملا حسينقلى همدانى و آية الله العظمى سيد احمد كربلائى و علّامه قاضى طباطبائى و علّامه طباطبائى و الآية الحجة العلم العلّام سيد محمّد حسين حسينى طهرانى - رضوان الله عليهم اجمين - را اشراب و زنده نمايد ؟
قران به فرهنگ و مثال و زبان محيط نزول ، نازل نشده است
و از طرفى اينكه شما مىگوئيد قرآن به فرهنگ و شأن محيط نزول نازل شده است و اينكه در آيات آمده است : حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِى الْخِيامِ « حور العين كه در ميان خيمهها سكنى گزيدهاند . » شايد معناى ديگرى غير از خيمه داشته باشد ، آيا بر شما اين معنى وحى شده است ؟ و آيا شما مىدانيد كه منظور خداى متعال از خيمه ، همان آپارتمانها و آسمانخراشهاى شهرهاى متمدّن و فراخ است و بر اين مدّعا دليلى هم داريد ؟ و آيا نمىشود كه خداى متعال بندگانش را در ميان خيمهها ضيافت نمايد ؟
اشكالات وارد بر نظريه آقاى سروش
بنابراين مفاسدى كه بر اين بينش و نظريّه مترتّب مىگردد متعدّد است :
اوّل : اينكه مراد جدّى خداى متعال چه بسا به واسطه انتخاب مفاهيم و گزينش كلمات به صورت غير دقيق و مبهم و تصوير ناصحيح از مفهوم وحيانى به مقتضاى سعهء فرهنگى و شرائط محيط زيست مختلّ مىگردد و در نتيجه مقصود و منظور از وحى ابلاغ نشده به طور ناقص و شكسته در دسترس مردم قرار خواهد گرفت و اين خود نقض داعى رسالت است .
دوّم : با وجود فرهنگهاى مختلف و افراد جهان ديده و مطلّع از شرائط مختلف آن زمان و با شناخت از روحيه و خصوصيّات فردى و اجتماعى آن سامان چرا وحى بر امثال اينان نازل نشد تا بهتر بتوانند در ابلاغ و اظهار آن رعايت جوانب مختلف را بنمايند و اشكالى متوجّه وحى نگردد ؟
سوّم : پذيرش اين نظريّه با جهان شمولى شريعت اسلام تا روز قيامت در تعارض و تضادّ مىباشد زيرا آموزههاى وحيانى با شرائط محيط و فرهنگ اقوام