تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
رفض گرديده‌اند و بدين لحاظ اساساً ارتباط خود را با هر آموزه وحيانى قطع نموده‌اند و به ارتباط و اصول معاشرت و هم‌زيستى بين جوامع بشرى رنگ و صبغه مادّى داده‌اند و تمامى قوانين و تكاليف الزامى و حقوقى و جزائى مقرّره از سوى شرايع الهى را محوّل و مربوط به زمان خود پيامبر نموده‌اند و بشر امروزى را منزّه از تكليف و مبرّاى از امر و نهى دانسته‌اند و عقل و فهم او را فوق شعور و ادراكات مخاطبين به وحى و شريعت پنداشته‌اند و اصل را در تدوين قوانين بر مادّىگرى و انقطاع از وحى قرار داده‌اند و اختيار افسار گسيخته و بىدر و دروازهء آدمى را محور در وضع قانون دانسته‌اند و فساد و تباهى اخلاقى و انحرافات جنسى را در محدوده اختيار و آزادى انسان توجيه و تأويل نموده‌اند و رشد و تكامل روحى بشر را در اين زمينه به طور كلّى به بوته نسيان سپرده‌اند و اساس اختيار در معاشرت در روابط فيما بين را بر هوس‌رانى و شهوت‌رانى و اطفاء غرائز حيوانى و تكالب بر اموال و نفوس و برترىطلبى و زورگوئى قرار داده‌اند . آرى در چنين شرائطى طبعاً كلّيّه احكام الزامى از ناحيه پروردگار و در ظرفيّت وحى بايد منسوخ گردد ، قوانين و مقرّرات حقوقى بر اساس مبانى سازمان حقوق بشر از نو تدوين و بازسازى شود ، احكام جزائى و قصاص از صفحات و اوراق كتاب مبين و كتب فقهى به طور كلّى زدوده شود ، آيات ارث و جهاد و قصاص و نكاح و ديه و اشهاد با اصول حقوق بشر از نو نازل گردد ، انشاء و كيفيّت ترتيب آيات با سبكى جديد و ادبياتى نوين و آموزه‌هائى فرا دينى و فرا وحيى ، مورد ارزيابى و تجديد نظر قرار گيرد و حذف و سانسور و تركيب و مزج و مونتاژ در كتاب الهى عقلائى گردد ، زيرا ديگر بشر امروز اين آموزه‌ها را خوش ندارد و با آن سر ناسازگارى برداشته است و از پيش خود راه و رسمى نوين در استمرار حيات ترسيم نموده است و طرحى نو در افكنده است و قانونى به دل‌خواه خود به خداوند آسمان و زمين پيش‌كش نموده از او تنفيذ و تثبيت آن را مطالبه مىنمايد .