دارد كه ما از پيش خود به جاى واژهها و كلمات و اصطلاحاتى كه در قرآن براى زمان خاصّ نزول وحى مورد استفاده قرار گرفته است از كلمات و واژهها و جملاتى كه مطابق با فرهنگ و لغتنامه جديد و بينش جديد است استفاده كنيم ؟ و مثلا به جاى استفاده از لفظ شيطان در آيه ربا كه مىفرمايد :
الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَس . [ 1 ]
« آن كسانى كه اموال ربوى مصرف مىكنند از خواب ، چونان افراد جنزده بر مىخيزند . »
از لفظ ميكروب و برخى از بيمارىهاى روانى استفاده كنيم و قرآن را با اين جابجائى الفاظ و تعبيرات تصحيح نمائيم ؟ زيرا امروزه ديگر اين نوع تفسيرها را نمىپسندند و يا به آن اعتقادى ندارند .
و يا مثلًا به جاى استعمال الفاظ و تعبيراتى كه براى جهاد با مشركين و منحرفين و بسط و گسترش دائره نفوذ اسلام به ممالك و مناطق كفر و شرك و اشاعهء نداى توحيد و عدل و داد ، وارد شده است ، از الفاظ صلح و محبّت و همنشينى و صحبت و اقتران با مشركين و كافرين و وحدت تمدّنها و فرهنگها و واگذارى افتراقها و تميّزها و حشر و نشر در همه ابعاد زندگى با هر كس و ناكس ، استفاده گردد ؟ چرا ؟ چون اعلاميّههاى حقوق بشر ديگر آن رسم و رسومات و آداب دينى و آموزههاى شريعت وحيانى را برنمىتابند و خود براى تنظيم و تدبير و چرخش حيات بشرى در جهان امروز به وضع قوانين و مقرّرات پرداختهاند .
و نه تنها نسبت به قوانين اسلام بلكه ساير اديان نيز مشمول همين طرد و
هامش
[ 1 ] - سوره البقرة ( 2 ) صدر آيه 275 .