رسول خدا آن طور كه شايستهء پذيرش و تلقّى وحى است نبوده و از سر بىحوصلگى و خستگى و يا كوفتگى از راه و سفر و مشقّتهاى متنوّع ، حال و مزاجش نتوانسته به درستى پذيراى مفاد و مفهوم وحى گردد چنانچه ايشان مىگويد :
اين حقيقت در بسيارى از آيات قرآن روشن است كه حضرت در حال غم و افسردگى به سر مىبرده است و آن نشاط و انبساط كافى را براى پذيرائى از خطاب پروردگار نداشته است و طبعاً با همان حال افسردگى و ناتوانى به مخاطبين تحويل داده است !
واقعاً بايد بر اين فهم و شعور آفرين گفت ! !
اوّلين سخن اينكه : آيا ما بايد تاوان خستگى و افسردگى پيامبر را در هنگام نزول وحى بدهيم ؟ و جبرائيل امين كه مىداند الآن حال و وضع رسول خدا صلاحيّت قبول و ترجمه و برگردان وحى را ندارد به چه مجوّز و حجّتى وحى را در همان موقعيّت نامناسب بايد فرود آورد ؟ و چرا آن را به ساعتى بعد يا قبل موكول ننمود ؟ و آيا چنين عمل بيهودهاى از يك فرد عادّى ، خلاف عقل و منطق به شمار نمىرود تا چه برسد به ذات عليم و قدير حضرت حقّ ؟
اگر يكى از افراد ، براى گفتگو با فردى ديگر در مسايل عادّى به ديدن او برود ولى او را با فكرى آشفته و قلبى ناآرام و ذهنى مشوّش مشاهده كند ، آيا به خود اجازه مىدهد كه آن مطلب را با او در ميان بگذارد و از او كسب تكليف كند يا اينكه طرح چنين مسايلى را در آن شرائط دور از احتياط و ملاحظات عرفى و محاورهاى مىداند و بدون گفتگو مراجعت مىكند ؟ تا چه رسد به القاء مفاهيم و حقائق عرشى وحيانى كه نزول آن در چنين شرائطى عبث خواهد بود .
و اينكه گفته مىشود شخصيّت پيامبر كه تبلور يافته و شكل گرفته از محيط خانواده و قبيله و منطقهء پرورش يافته در آن است ، نقشى اساسى در كيفيّت بيان وحى دارد نيز از سخنان سخيف و سست بنيان است ، زيرا شخصيّتى
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 353
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٥٣