وسيعتر و معرفتى افزونتر از پيامبر نسبت به اوضاعِ لغات و شناخت معانى مطابقى و استعارات و مجازات و كنايهها ، داشت بفرستد تا بتواند بهتر و سليستر و روشنتر مراد پروردگار را براى مردم توضيح دهد ؟ !
مثلًا اگر وحى بر يكى از بلغاء عرب در شعر و نثر چون إمرؤالقيس نازل مىشد چقدر مناسبتر و بليغتر و رساتر و به آن واقعيّت نهفته و حقيقت مجهول و بىصورت وحى به قول اين شخص نزديكتر مىنمود ، و چرا خداى متعال اين فيض را از بندگان خود دريغ نمود و آنان را از ادراك مراد خويش محروم ساخت ؟ و وحى را به شخصى فرو فرستاد كه حتّى در اظهار مراد خويش درمىماند تا چه رسد به مراد او ، آن هم مرادى بدون صورت و در هالهاى از ابهام و ترديد ؟
بگذريم از اينكه خود ايشان در كتاب : « بسط تجربه نبوى » تصريح دارد بر وحى با صورت مانند داستان ذبح اسماعيل كه حضرت ابراهيم در رؤيا مشاهده كرده بود و آيه قرآن بر اين مطلب صراحت دارد : إِنِّى أَرى فِى الْمَنامِ أَنِّى أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى . [ 1 ]
« حضرت ابراهيم به فرزندش خطاب نمود كه من به طور پيوسته در خواب چنين مىبينم كه تو را در راه خدا قربانى كردم . حال نظر خود را در اين باره بيان كن . »
و همچنين در صورتى كه پيامبر در حالت افسردگى از ناملايمات روزگار و شرائط محيط خويش بوده و حوصلهء توضيح و تبيين وحى را نداشته باشد كه در اين صورت به گفته اين شخص ، آن مراد و مقصود جدّى از وحى طبعاً به صورتى ناصحيح و مبهم به مخاطبين القاء مىشود ، زيرا در حال نزول وحى
هامش
[ 1 ] - سوره الصّآفّات ( 37 ) قسمتى از آيه 102 .