تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
مىشود يك فرد تا اين حدّ از معارف تهى و توخالى باشد ! و به قول مولانا :
همسرى با انبياء بر داشتند * اولياء را همچو خود پنداشتند اين ندانستند ايشان از عمى * هست فرقى در ميان بى منتها [ 1 ]
تو گوئى اصلًا هيچ تعريف و تفسيرى گرچه بسيار بسيار سطحى و عادّى نسبت به وحى به مخيّله آنان خطور نكرده است . و پيامبر مانند يك مترجم با ابزار محدود و وسعت اطّلاعات معيّن و توان برگردان محدود نسبت به اصل مىماند نه بيشتر .

جواب به آقاى سروش در پديده وحى

در اين تفسير آن پديده به صورتى مبهم و مجمل بدون اينكه لغت و كلامى را به توان معادل آن قرار داد به ادراك ذهنى پيامبر درمىآيد و پيامبر بر حسب شرائط وجودى خودش به آن امر مبهم لُغت و كلام مىبخشد و آن را براى ساير افراد قابل فهم و معرفت مىنمايد . و البته بايد ديد كه در چنين حالى ، آيا آن پيامبر واجد شرائط كافى در مقام بيان مراد هست يا نيست . آيا به تمامى لغاتِ زبان قومِ خود اطّلاع دارد و موارد استعمال هر كدام را به خوبى مىشناسد ؟ يا مانند پيامبر اسلام اصلًا درس و تعليمى قبل از بعثت از او ثابت نشده است . پس چنين پيامبرى كه حتّى از دانش متعارف و عادى آن روز بىبهره بوده است ، [ 2 ] چگونه مىتواند آن معناى مبهم را كه به قول اين شخص هيچ صورت و تشخّصى ندارد به رشته تحرير و بيان درآورد ؟ و آيا بهتر نبود خداى متعال اين وحى را به فرد ديگرى كه اطّلاعاتى
هامش
2 - سوره الجمعة ( 62 ) آيه 2 : ( هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَة وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى ضَلالٍ مُبينٍ ) سوره العنكبوت ( 29 ) آيه 48 : ( وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ ) [ 1 ] - مثنوى معنوى ، دفتر اول .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 351 | السيد محمد محسن الطهراني