لطف حقّ و نزول فيض در مراتب اسماء و صفات حدّ يقفى ندارد و به طور مستمر و دائم در حال فيضان و انعام مىباشد ، براى استفاده و استناره از نور و مواهب الهيّه نياز به انتهاض فرصت و ترقّب حال و دقت نيست بلكه بايد حال را مستعدّ نظر نمود و به محض استعداد فيض خود به خود سارى و جارى است .
اين مسأله به مثابه آن مىماند كه آبشارى پيوسته در حال ريزش آب و انزال رحمت است و براى استفاده و بهرهمندى از آن بايد ظرف را در جوار آن قرار داد و يا انسان خود را در معرض ريزش آب قرار دهد و هر وقت اين تهيّؤ حاصل گرديد استفاضه نيز حاصل است بدون كمترين مهلت و تأخير و هر چه ربط و اتّصال بنده با خداى خويش دقيقتر و رقيقتر و لطيفتر و مجرّدتر گردد كيفيّت افاضه در ميزان تجرّد و صورت نيز تغيير خواهد كرد .
و البتّه اين تجرّد و آمادگى ادامه خواهد يافت تا اينكه نفس سالك بالكلّيّه از دائرهء انانيّت و إنّيّت خارج گردد و ديگر از اوصاف دنيوى و تعلّقات مادّى چيزى در او وجود نداشته باشد و بايد حجابهاى ظلمانى و نورانى از توجّه به ذات و استقلال در تعيّن و تشخّص بالكلّيّه رها و آزاد شده باشد و ذات او با ذات حضرت حقّ متّحد و در او فانى گشته باشد . در اينجا است كه حقيقت وجوديّه آن سالك و اصل به واسطه محو و فناء در ذات بارى خود مولّد حقائق و موجِد معانى و ادراك كنندهء رموز و اسرار ربوبى مىگردد كه به تعبير شيخ اكبر تجلّى ذات پروردگار بدون واسطه بر عبد خالص خود مىباشد .
بنابراين مفاد اين اشعار چنين است :
بر خلاف تصوّر ابتدائى كه انسان ابتداءً بايد نفس خود را آمادهء افاضات پروردگار نمايد و به واسطه ترك محرّمات و اتيان واجبات و عمل به مستحبّات قابليّت نزول فيض را از ناحيه پروردگار به دست آورد ، مولانا چنين مىگويد : كه صيقل زدن نفس و پرداختن به مراقبه و مجاهده سلوكانه همان و ادراك حقائق
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 349
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٤٩