آنان مانند درون ما است كه آميختهاى از هواها و هوسها و اميال شهوانى و احساسات دنيوى و حبّ مقام و رياست و ترفّع و انانيّت و هزار مكر و حيله و خدعه گرچه به ظاهر ظاهرى آراسته و عوامپسند و وجيه الملّة داشته باشيم و با اين وجاهت به صيد و اغفال مردم خام و ناپخته و بىاطّلاع از راز و رمز عالم هستى بپردازيم .
درون اولياى الهى درونى مصفى و مطهّر است
درون اولياى الهى درونى مصفّى است ، مطهّر است ، صاف ، همچو آب زلال است ، بىإنّيّت و انانيّت همچو آينه پاك و روشن است ، آنها داراى نفس نيستند تا حقيقت را با هوس بيالايند و پيام الهى را با منويّات شيطانى ملوّس نمايند و آن را با شهوات درآميزند و ساخته و پرداخته و تراشيده چون بت و مجسّمه نمايند و آنگاه تحويل مردم دهند .
و اكنون همه ما خود را داراى نفس بىغلّ و غش و ضميرى صاف و قلبى مطيع اوامر و نواهى الهى مىدانيم و مستحقّ خطابِ به ابلاغ و تبليغ مىشمريم و ترويج مكتب و مذهب را حقّ مسلّم خود به حساب مىآوريم ، و ديگران را از اين حيطه و محيط دور و بر حذر مىداريم و مرتبهاى فوق مرتبه وجودى خود براى احدى قايل نمىباشيم و شش دانگ بهشت و نعيم الهى را از آن خود مىدانيم و ديگران را همه مطيع و منقادِ حكم و الزام خود مىشمريم و مخالفين را در ورطهء هلاكت و متوغّل در قعر جهنّم و نيران مىپنداريم ، درحاليكه اصلًا و ابداً از چنين حالاتى خبر نداريم و از اين مرتبه به كلّى برّانى و عامى هستيم .
ما كجا و اطّلاع از رموز و اسرار نجواى پروردگار با بندگان خالصش كجا ؟ هيهات ، هيهات .
و به قول شمس تبريزى :
من گنگ خواب ديده و عالم تمام كر * من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
حضرت شيخ در اينجا تصريح دارد كه اين مرتبه فقط اختصاص به