تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
پيامبران ندارد بلكه هر شخصى مىتواند بدين حريم راه يابد و مستعّد نظر گردد . و اينكه در ترجمه به اشتباه از اين افراد به پيامبران اشاره شده است ناتمام مىباشد . [ 1 ]

اشكال مؤلّف بر عدم ادراك صحيح اشعار جناب مولانا رحمة الله عليه

و امّا تمثل به اشعار مولانا جلال‌الدين محمّد بلخى - قدس سرّه العزيز - نيز مورد نظر و نِقاش است . مولانا در دفتر اوّل مثنوى در اين باره چنين فرموده است :
ور مثالى خواهى از علم نهان * قصه‌گو از روميان و چينيان چينيان گفتند ما نقّاش‌تر * روميان گفتند ما را كرّ و فرّ گفتند سلطان امتحان خواهم در اين * كز شماها كيست در دعوا گزين اهل چين و روم چون حاضر شدند * روميان در علم واقف‌تر بُدند چينيان گفتند يك خانه به ما * خاصّ بسپاريد و يك آن شما بود دو خانه مقابل در به در * زان يكى چينى ستد ، رومى دگر چينيان صد رنگ از شه خواستند * پس خزينه باز كرد آن ارجمند هر صباحى از خزينه رنگ‌ها * چينيان را راتبه بود و عطاء روميان گفتند نه نقش و نه رنگ * در خور آيد كار را جز رفع زنگ در فرو بستند و صيقل مىزدند * همچو گردون ساده و صافى شدند از دو صد رنگى به بىرنگى رهيست * رنگ چون ابرست و بيرنگى مهيست هر چه اندر ابر ضد ، بينى و تاب * آن ز اختر دان و ماه و آفتاب چينيان چون از عمل فارغ شدند * از پى شادى دهلها مىزدند شه در آمد ديد آنجا نقشها * مىربود آن عقل را و فهم را
هامش
[ 1 ] - ترجمهء عبارت محيى الدين از آية الله منتظرى : يعنى بدون وقفه و انديشه و تأمل و تفكر هر آنچه بر پيامبر القاء گردد ، القاء آن همان و فهم و درك آن هم همان . . . .