پيامبران ندارد بلكه هر شخصى مىتواند بدين حريم راه يابد و مستعّد نظر گردد . و اينكه در ترجمه به اشتباه از اين افراد به پيامبران اشاره شده است ناتمام مىباشد . [ 1 ]
اشكال مؤلّف بر عدم ادراك صحيح اشعار جناب مولانا رحمة الله عليه
و امّا تمثل به اشعار مولانا جلالالدين محمّد بلخى - قدس سرّه العزيز - نيز مورد نظر و نِقاش است .
مولانا در دفتر اوّل مثنوى در اين باره چنين فرموده است :
ور مثالى خواهى از علم نهان * قصهگو از روميان و چينيان
چينيان گفتند ما نقّاشتر * روميان گفتند ما را كرّ و فرّ
گفتند سلطان امتحان خواهم در اين * كز شماها كيست در دعوا گزين
اهل چين و روم چون حاضر شدند * روميان در علم واقفتر بُدند
چينيان گفتند يك خانه به ما * خاصّ بسپاريد و يك آن شما
بود دو خانه مقابل در به در * زان يكى چينى ستد ، رومى دگر
چينيان صد رنگ از شه خواستند * پس خزينه باز كرد آن ارجمند
هر صباحى از خزينه رنگها * چينيان را راتبه بود و عطاء
روميان گفتند نه نقش و نه رنگ * در خور آيد كار را جز رفع زنگ
در فرو بستند و صيقل مىزدند * همچو گردون ساده و صافى شدند
از دو صد رنگى به بىرنگى رهيست * رنگ چون ابرست و بيرنگى مهيست
هر چه اندر ابر ضد ، بينى و تاب * آن ز اختر دان و ماه و آفتاب
چينيان چون از عمل فارغ شدند * از پى شادى دهلها مىزدند
شه در آمد ديد آنجا نقشها * مىربود آن عقل را و فهم را
هامش
[ 1 ] - ترجمهء عبارت محيى الدين از آية الله منتظرى : يعنى بدون وقفه و انديشه و تأمل و تفكر هر آنچه بر پيامبر القاء گردد ، القاء آن همان و فهم و درك آن هم همان . . . .