اگر زين نمط ذرّهاى بر پرم * فروغ تجلّى بسوزد پرم )
و خدا در اين مقام مىماند و بندهاش ، و ديگر هيچ . حتّى ملائكه مقرّب در اين مقام راه ندارند و به آنها اجازه ورود در اين حريم داده نمىشود . زيرا در اين لحظه خود ملائكه به حجابهاى نورانى مبدّل و موجب تكدّر خاطر بنده مىشوند چنانچه حافظ شيرازى رضوان الله عليه مىفرمايد :
من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان * قال و مقال عالمى مىكشم از براى تو [ 1 ]
در اين صورت كه فقط خداى متعال است و راز و نياز با بندهاش ، فهم و ادراكى كه از اين حضرت تكليمِ بدون واسطه براى تو حاصل مىشود ، معلول همان تكلّم حقّ است كه بدون هيچ حجابى بر تو آشكار مىگردد و در اينجا ديگر متكلّم و مخاطب را حجابى نيست و دوئيّت از ميان برداشته شده است و قايل و مستمع هر دو يكى است . پس در اين لحظه و مرتبه عين كلام از حق مساوى با عين سماع و استماع از تو خواهد بود و به اندازهء طرفة العينى تأخّر در ادراك و فهم معنا نخواهد داشت و اگر مرتبه ادراك تو با مرتبهء تكلّم تفاوت داشته باشد اين ديگر كلام حضرت حقّ نخواهد بود . و كسى كه اين سرّ بر او پوشيده باشد و به اين راز پى نبرده باشد و از اين حقيقت معرفتى و بصيرتى حاصل ننموده باشد هيچ اطّلاع و شناختى از كلام الهى و كيفيّت تكلّم پروردگار با خواصّ بندگان مخلَصش به دست نخواهد آورد ( حال هر كه مىخواهد باشد ) .
و زمانى كه خداى متعال با بندگانش به واسطه و از حجاب صورى تكلّم نمايد خواه آن واسطه پيامبرى از پيامبران يا هر فرد آگاه و مطّلعى ديگر باشد ، اين ادراك و شعور به همراه آن واسطه براى انسان حاصل مىشود امّا با تأخير و اين است فرق بين تكلّم بىواسطه و تكلّم باواسطه و حجاب صورى . »
شرح كلام جناب محيى الدين رحمة الله عليه در حقيقت تكلّم و وحى
در اين بيان جناب شيخ اكبر تصريح دارند بر اينكه مرتبه مدركات بشر در
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، بيتى از غزل 417 .