ى
منح و لا يعرف قدره إلا من ذاقه و شهد منزلته حالا من نفسه و كلمه به الحق فى سره فإن الحق إذا كان هو المكلم عبده فى سره بارتفاع الوسائط فإن الفهم يستصحب كلامه منك فيكون عين الكلام منه عين الفهم منك لا يتأخر عنه فإن تأخر عنه فليس هو كلام الله و من لم يجد هذا فليس عنده علم بكلام الله عباده فإذا كلمه بالحجاب الصورى بلسان نبى أو من شاء الله من العالم فقد يصحبه الفهم و قد يتأخر عنه هذا هو الفرق بينهما [ 1 ]
« پس تمامى آنچه كه ما در مجالس و تأليفات خود ذكر مىكنيم فقط و فقط از ناحيه قرآن كريم است كه از خزائن علوم و معارف خود بر ما تراوش مىنمايد ، و خداى متعال كليد فهم قرآن را به من عطاء نموده است و به واسطه آن مىتوانم از رموز و اسرار قرآن مدد جويم ، و اين است تمام آنچه را كه بايد بدان برسيم و براى خود كسب نمائيم تا اينكه هيچ گاه از دائره قرآن خارج نشويم و به راههاى ديگر درنغلطيم و به نداهاى ديگر سر نسپريم . زيرا اين عطاء الهى و افضال او در گشودن ابواب معرفت از قرآن بالاترين هديه و عطائى است كه مىتوان از حضرت حقّ تصوّر نمود .
و لكن ارج و منزلت آن را كسى مىداند كه از اين ماء معين سيراب گشته و از اين موائد الهيّه مذاق جان و سرّش ملتذّ و متنعّم گشته است و به منزلت و مرتبه اين موهبت عظمى شهود پيدا كرده و از باطن نفس و ضمير خود به سرّ اين حقيقت و نكته آگاه گرديده و خداى متعال با او در كنه ذات عقل و قلبش به گفتگو نشسته است . زيرا خداى متعال هنگامى كه با بندهاش در نهايت ظرافتِ سرّ و عمق بواطن قلب او به گفتگو مىنشيند و با او به راز و نياز و نجوا مىپردازد ديگر از وسائط ابلاغ و آوردن پيام خبرى نيست ( و در اينجا مقام فوق مقام نزول ملائكه و فرشتگان مقرّب وحى است چنانچه سعدى شيراز فرموده است :
هامش
[ 1 ] - الفتوحات المكية ، ج 3 ، ص 334 .