نتيجه مطالب گذشته اينكه : آنچه كه ملاك حجيّت و قطعيّت الزام در تكليف و ساير حقائق وحيانى است ، انطباق و صدق قطعى آن واقعه است چه صورى و چه معنوى با حقيقت نفس الأمر و اراده پروردگار ، و در اين جهت تفاوتى بين مدركات درونى و برونى از حيث تنجيز و الزام و حجيّت وجود ندارد . بر اين اساس يك قضيّه علميّه و يك برهان عقلى كه بر اساس قضايا و مقدّمات منطقى و فلسفى و بديهيّات حاصل آمده است از جهت حجيّت و الزام هيچ تفاوتى با حوادث برونى و مكاشفات قلبيّه صادقه و رؤياهاى صادقه و كلام وحيانى اصطلاحى قطعى در وجوب و لزوم متابعت نخواهد داشت و همه به يك منوال از ميزان و مرتبه حجيّت برخوردار مىباشند . بلى آنچه كه در اينجا محور تكليف و قضاوت است همان علم يقينى و احساس درونى قطعى به صدق و انطباق آن با واقع مىباشد .
و نيز روشن شد كه حقيقت وحى در همه اين موارد سارى و جارى است ولى در أشكال مختلف و هويّات متفاوت ، و تا اراده و مشيّت پروردگار و افاضه از جانب ربّ عليم و قدير نباشد و اين افاضه توسّط ملائكه علم به نفوس بندگان خدا و اصل نگردد امكان هدايت و وضوح معانى و حقائق و انفتاح طريق و رفع شبهه براى انسان محال و ممتنع خواهد بود .
بنابراين انصاف اقتضاء مىكند كه اين جمله آقاى سروش كه مىگويد :
بحث درباره اينكه آيا اين الهام ، از درون است يا از برون ، حقيقتاً اين موضوعيّتى ندارد .
كلامى است صحيح و جاى ايراد و اشكال بر آن نخواهد بود ، البته در صورتى كه به همان تفسير و توضيحى كه داده شده است منظور گردد . و منظور از درون و برون هر دو ، دو نحوهء افاضهء علم و حقائق بر قلب و نفس انسان باشد الّا اينكه يكى به صورت تفكّر و تعقّل و كشف يك حقيقت و الا است كه قطعاً چنانچه مذكور شد اين كشف بدون افاضه و عنايت ملائكه علم امكان نخواهد داشت ، و
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 336
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٣٣٦